نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 483 خشت طلا به ارزش 10,384,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

اخلاق کریمانه امام حسین علیه السلام ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

امام حسین (علیه السلام)، شاگرد مکتب قرآن، تجسم عینى اخلاق کریمانه اى است که در جاى جاى قرآن مى توان آنها را یافت، و ما در این جا به عنوان نمونه به ذکر پاره اى از آن ها مى پردازیم.

۱. گذشت
گذشت عالى ترین کرامت انسانى است، بویژه آنکه آدمى قدرت بر انتقام نیز داشته باشد. آموزه هاى قرآنى نه تنها به عفو در مقابل بدى تأکید دارند، «وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»؛(۱) گذشت کردن شما به تقوى نزدیک تر است. بلکه در سطحى بالاتر توصیه مى کنند که جواب را با خوبى پاسخ دهید: «وَ لَا تَسْتَوِى الْحَسَنَهُ وَ لَا السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَن»؛ (۲) و نیکى با بدى یکسان نیست [بدى را] به آنچه بهتر است دفع کن.
“عصام بن المصطلق” گوید: وارد مدینه شدم، حسین بن على (علیه السلام) را مشاهده نموده و خوش نامى و مقام و منزلتش مرا به شگفت آورد به گونه اى که حسدى که در سینه نسبت به پدرش داشتم مرا به شدت برانگیخت به او گفتم: تو پسر ابوتراب هستى؟ ایشان فرمود: آرى. شروع کردم به شتم و سب او و پدرش، حسین (علیه السلام) نگاهى رئوفانه به من کرد و فرمود: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِین».
آنگاه فرمود: آرام باش و براى من و خودت از خداوند طلب مغفرت کن اگر از ما یارى مى خواستى ما تو را کمک مى کردیم و اگر طالب حمایت بودى، تو را پشتیبانى مى نمودیم و اگر هدایت و ارشاد طلب مى کردى تو را رهنمون مى شدیم…
عصّام مى گوید آثار ندامت و پشیمانى در چهره ام نقش بست. آنگاه امام فرمود: سرزنشى بر تو نیست خداوند تو را مى بخشاید که مهربان ترین مهربانان است. آیا تو اهل شامى؟ گفتم: بلى، گفت: خداوند ما و تو را زنده نگه دارد، هر حاجت و نیازى داشتى با ما در میان بگذار، امیدوارم که به خواست خدا هرچه مى خواهى به بهترین وجهى آن را بیابى. عصّام گوید: زمین با تمام وسعتش بر من تنگ شد. دوست داشتم که مرا در خود فرو برد. در همان لحظه ناگهان فکر کردم که در سرتاسر زمین محبوبتر از او و پدرش نزد من هیچ کس وجود ندارد.”(۳)

۲. تواضع و فروتنى
تواضع صفت ارزشمند مردان الهى است و آنان که پیشواى مردمند و الگوى آنان، وجود این صفت در آنان لازمتر است. تواضع در مقابل بندگان خوب و انسان هاى ستم کشیده نوعى جوانمردى، صبر و شجاعت، اما در مقابل مستکبران و کافران نشانه ى ذلت است. قرآن کریم از یک سو به نکوهش تکبر مى پردازد: «وَ لَا تَمْشِ فِى الْأَرْضِ مَرَحًا»؛ (۴) در روى زمین با تکبّر راه مرو: «فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِین»؛ (۵) بد جایگاهى است جایگاه متکبران.
و از سوى دیگر لزوم تواضع را گوشزد مى کند: «وَ عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا»؛ (۶) بندگان خداى رحمان کسانى اند که در روى زمین به نرمى [و بدون تکبّر] گام بر مى دارند: «وَ اخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِین» (۷) امام حسین (علیه السلام) نیز صاحب این سیره ى ارزشمند قرآنى بود.
مسعده گوید: گذر امام حسین (علیه السلام) به فقیرانى افتاد که گلیم خود را پهن کرده و خود را بر آن افکنده بودند (و غذا مى خوردند) و حضرت را دعوت نمودند، حضرت به زانو، نشست و با آنان هم خوراک شد. سپس این آیه فوق را تلاوت نمود آن گاه فقرا را به منزل خویش دعوت نمود. پس برخاستند و همراه حضرت به منزل او آمدند. امام (علیه السلام) به کنیز خود فرمود: “آنچه را ذخیره مى کردى بیرون بیاور.”(۸)

۳. سخاوت
جود و سخاوت” از فضایل مهم اخلاقى است، هر اندازه “بُخل” نشانه ى پستى و حقارت و ضعف ایمان و فقدان شخصیت است “جود و سخاوت” نشانه ى ایمان و شخصیت والاى انسانى است. در آیات قرآن هر چند واژه ى “جود” و “سخاوت” به کار نرفته اما تعبیراتى دیده مى شود که بر این دو مفهوم منطبق است، انفاق اموال در راه خدا، ایثار اموال و جان ها، انفاق از آنچه خود به آن نیازمندیم یا آن را دوست داریم، و… از جمله تعبیرات قرآن براى توصیف سخاوت است که اکنون به چند مورد آن اشاره مى کنیم:
«یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لَا یَجِدُونَ فِى صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِّمَّا أُوتُواْ وَ یُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَه»؛ (۹) [انصار]… هر کس را که به سوى آنان کوچ کرد دوست دارند و نسبت به آن چه به ایشان داده شده در دلهایشان حسد نمى یابند، هر چند در خودشان احتیاجى باشد.
«وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَ لَا شُکُورًا»؛ (۱۰) و غذاى (خود) را با این که به آن، علاقه (و نیاز) دارند به مسکین و یتیم و اسیر مى دهند (و مى گویند) ما شما را به خاطر خدا اطعام مى کنیم و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم.
امام حسین (علیه السلام) اسوه ى سخاوت بود. روایت شده که “ابوهشام قناد” از بصره براى حسین (علیه السلام) کالا مى آورد و آن حضرت از جاى برنخاسته همه را به مردم مى بخشید.(۱۱)
ابن عساکر روایت کرده است: گدایى، میان کوچه هاى مدینه قدم برمى داشت و گدایى مى کرد تا به در خانه ى حسین (علیه السلام) رسید در را کوبید و این چنین سرود “نا امید بر مى گردد امروز آن کسى که به تو امیدوار باشد و حلقه ى درخانه تو را حرکت دهد. تو صاحب جود و معدن بخششى و پدرت کشنده ى فاسقان بود.
حسین (علیه السلام) مشغول نماز بود. نماز را به زودى به جاى آورد و بیرون آمده و در سیماى اعرابى اثر تنگدستى را مشاهده کرد. برگشت و قنبر را صدا زد. قنبر جواب داد (لبیّک یابن رسول الله) فرمود: از پول مخارج ما چه قدر مانده است. عرض کرد دویست درهم که فرمودى در بین اهل بیت تقسیم کنم. فرمود: آن را بیاور، کسى آمده که از آن ها به این پول سزاوارتر است… اعرابى پول ها را گرفت و رفت در حالى که مى گفت: “اللهُ اَعْلم حَیْثُ یجعل رسالَتَهُ؛ (۱۲) خداوند داناتر است به اینکه رسالت خویش را نزد چه کسى قرار دهد.”

۴. پاسخ احسان
أنس بن مالک گوید نزد امام حسین (علیه السلام) نشسته بودم در این هنگام یکى از کنیزان آن حضرت وارد شد و با دسته ریحانى که به آن حضرت هدیه کرد سلام و تحیّت گفت، حضرت نیز به او فرمود: تو در راه خدا و براى خدا آزادى.
أنس مى گوید: من به آن حضرت عرض کردم: این کنیز با چند شاخه ریحان که اهمیتى ندارد به شما تحیّت گفت، حال شما او را آزاد مى کنید؟ حضرت فرمود: حق تعالى ما را چنین تربیت کرده و فرموده است:
«وَإِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا»؛ (۱۳) و چون به شما درود گفته شد شما به [صورتى] بهتر از آن درود گویید یا همان را [در پاسخ] بر گردانید.

نویسنده: علی اسعدی
______________________
پی نوشت:
۱) بقره/ ۲۳۷.
۲) فصلت/ ۳۴.
۳) سفینهالبحار، مادّه‏ خلق، ج ۲، ص ۱۱۶.
۴) اسراء/ ۳۷.
۵) زمر/ ۷۲.
۶) فرقان/ ۶۳.
۷) شعرا، ۲۱۵
۸) بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۸۹.
۹) حشر/ ۹.
۱۰) انسان/ ۸ و ۹.
۱۱) پرتوى از عظمت حسین(ع)، به نقل از سمعوالمعنى، ص ۱۵۰ – ۱۵۱.
۱۲) پرتوى از عظمت حسین(ع)، ص ۱۶۸ – ۱۶۹.
۱۳) نساء/ ۸۶.

منبع: مجله پاسدار اسلام

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*