نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 483 خشت طلا به ارزش 10,384,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

موانع تحقق و کسب اخلاص در عمل(۲) ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

دسته دیگر از مردم که کمی معنویت گرا هستند، می خواهند افزون بر غرایز و جسم خویش، روان خود را نیز ارضا کنند. این گونه است که دنیای اعتباریات برای ایشان ارزش می یابد و عناوین و اسم و نام برای آنان چنان جلوه گری می کند که گاه حتی نان و مادیات خویش را فدای آن می کنند. اینان چنان نام و نشان برایشان ارزش می یابد که چشم بر همه چیز می بندند تا به این خواسته روان و نفس خویش پاسخ گو باشند اینان، همان دولت مردان و صاحب منصبان و اشراف و ثروتمندانی هستند که با ماشین و کاخ و اسب و دیگر چیزهای مادی پز می دهند و عده ای را اجیر می کنند تا با آنان در خیابان و مجالس حرکت کنند و چشم مردم را از مقام و منصب خویش پر کنند.
برای عبور و مرور ایشان می بایست خیابان ها بسته شود و همگی دست به سینه بایستند و برای نام و نشان آنان هورا بکشند تا این گونه ارضا شوند.
خداوند درباره قارون می گوید: «قارون از قوم موسی بود و بر آنان ستم کرد و از گنجینه ها، آن قدر به او داده بودیم که کلیدهای آنها بر گروه نیرومندی سنگین می آمد، آن گاه که قوم وی بدو گفتند: «شادی مغرورانه مکن که خدا شادی کنندگان مغرور را دوست نمی دارد… پس قارون با کوکبه خود بر قومش نمایان شد، کسانی که خواستار زندگی دنیا بودند گفتند: «ای کاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما هم داده می شد واقعا او بهره بزرگی از ثروت دارد.» (قصص، آیات۷۶تا ۷۹)
همین پز دادن های اهل نام و نشان موجبات گمراهی بسیاری از مردم را فراهم می آورد. از این رو برخی از مردم با دیدن شوکت کاروان حمال های گنج و نگهبانان قدرتمند و محافظان شخصی، آرزو کردند که مانند قارون شوند. (همان آیات و آیات دیگر)
ساخت کاخ های بزرگ و راه اندازی مهمانی های باشکوه و مانند آن، از مواردی است که اهل اعتبار به آن دل خوش داشته اند و می کوشند تا این گونه روان خویش را ارضا کنند.
خداوند در آیاتی از جمله۲۲ و ۲۳ سوره یونس و آیات۶۵ و ۶۶ سوره عنکبوت، از مهم ترین موانع اخلاص را رفاه طلبی و تمتع بسیار از نان و نام می داند و از مردم می خواهد تا همواره خود را فقیر ذاتی بدانند و هرگز فراموش نکنند که مضطر به سوی خداوند هستند؛ چرا که این اضطرار آگاهانه و عالمانه به انسان کمک می کند تا هدف، وسیله، بلکه همه چیزش را خدا قرار دهد و تنها به خداوند چشم داشته باشد و از غیر او چشم بپوشد.
حب به نام و نان، مانع اخلاص
از آنچه گفته شد به آسانی به دست می آید که آنچه مانع از تحقق اخلاص در انسان و پیراستن نیت و هدف از غیر خدا می شود، حب و دوستی به نان و نام یعنی مادیات محض و امور اعتباری چون شهرت است، اما باید توجه داشت که بهره مندی از مادیات و اعتباریات به قصد دست یابی به کمالات یعنی خدایی شدن هرگز به عنوان مانع مطرح نمی باشد؛ زیرا انسان موجودی است که به این امور نیازمند است و
این ها ابزارها و بسترهای دست یابی به کمالات انسانی و خدایی شدن می باشد و لذا بهره مندی از مادیات غیر از دنبال آنها رفتن و هدف قراردادن آنها است.
بر این اساس، اگر کسی به قصد کسب روزی حلال تلاش کند و یا از نام خود برای رسیدن خود و دیگران به کمالات بهره گیرد، این همان عبادت محض است زیرا شخص، نیت خدایی شدن دارد و مقصود و مقصد عمل و کارش، خداست و در حقیقت ناظر به خدا عمل می کند.
این همان معنای انقطاع از غیر خدا و اتصال به خداوند است که برکات و آثار بیرونی و درونی بسیاری را به همراه خواهد داشت. اینکه خداوند می فرماید از غیرالله ببرید و به سوی خداوند بگریزید: ففر واالی الله (ذاریات، آیه۵۰) به معنای بریدن از همه چیز از جمله نان و نام برای رسیدن به خداست.
برایم فرقی نمی کند
کسی که به دنبال کسب اخلاص است و دوست دارد کارهایش ذخیره ای برای او در آخرت باشد نباید درهرکاری که برای دیگران انجام می دهد خصوصا در امور خیر و معنوی و در امور غیرموظف قصد بدست آوردن پول و ثروت و یا شهرت و معروفیت و به عبارت دیگر نام و نان داشته باشد.
چنین کسانی حتی اگر قصد و نیتشان برای خدا باشد اما ته دلشان اندکی تمایل به کسب نام و نان باشد باید بدانند عمل آنان، عمل خالص و مورد رضایت حضرت حق نیست، چرا که هنوز ناخالصی در آن وجود دارد. حجت الاسلام قرائتی دراین باره در جمله ای لطیف می فرمود: وقتی کاری انجام می دهید نیتتان برای خدا باشد و نیت بدست آوردن پول نکنید اما اگر برای آن کارتان پولی دادند، آن را بگیرید و حتی بشمارید و در جیبتان بگذارید!!
کسی که مثلا مقاله ای می نویسد، کتابی منتشر می کند، مسجد و مدرسه ای می سازد مداحی و سخنرانی می کند، مهمانی می دهد، کمک به بینوایان می کند و هزاران کار خیر دیگر انجام می دهد، اگر قصد و هدفش رسیدن به رضای خدا و در عین حال کسب مال و منال یا شهرت و اعتبار و نظایر آن باشد بداند که کارش برای خدا نیست و ذخیره ای در روز بازپسین برای او اندوخته نخواهد شد. حکایت زیر بسیار گویا و شنیدنی است:
علامه محمدتقی جعفری فرمود: «هرکاری که می کنید برای خدا بکنید نه برای خودتان و نه حتی برای آیندگان، کار باید برای خدا باشد و نیت باید خالصا لوجه الله باشد، آن گاه مثالی از زندگی خود ذکر کردند و فرمودند:
آن زمانی که من در نجف شروع کردم به شرح مثنوی مولوی، یکی از بزرگان اهل معرفت درنجف به بنده گفت: «فلانی اگر این چیزهایی که می نویسی، روزی به نام کس دیگری منتشر شد و یا اینکه گفتند مثلا از پشت کوه پیدا کرده ایم و نمی دانیم نویسنده اش کیست، شما در درون خودت ببین نارضایتی و یا چیزی احساس می کنی یا نه؟
اگر دیدی ناراضی و ناراحت بودی و علاقه مند بودی که به نام تو این کارها انجام شود پس بشوی این اوراق را و بریز دور آنها را که زحمت بیهوده است و فایده ای ندارد؛ ولی اگر دیدی برایت هیچ مسئله ای نیست که اینها به نام کس دیگری منتشر شود و یا بدون ذکر نام شما منتشر گردد، خوب، پس ادامه بده که برای خداست.
و ایشان فرمود: من هم از همان ابتدا حقیقتاً نیتی اینچنین کردم که اگر این کتاب (شرح مثنوی) روزی به نام کس دیگر چاپ شد و یا اصلا نام مرا ذکر نکردند برایم هیچ فرقی نکند.»
(روزنامه اطلاعات، یادنامه نخستین سالگرد درگذشت علامه جعفری)
کسی که خالصاً لوجه الله کاری می کند آخرت خود را دارد و دنیایش هم امکان دارد تامین شود و به پول و شهرتی برسد اما اگر برای آخرت نباشد و برای دنیا کار کند، آخرت خود را از دست داده و برای دنیا هم معلوم نیست برسد یا نرسد.
تجربه نشان داده اگر انسان از نام و نشان خواهی بگریزد، خداوند نام و نشان او را بزرگ می کند و در مقابل، کسانی که به دنبال مشهورشدن و مطرح کردن خود هستند، به جایی نرسیده اند و اگر در ظاهر به مقصود خود برسند، فاقد بهره اخروی و اجر معنوی خواهند بود.
نیت اخلاص، بی پاداش و سپاس
اگر کسی می خواهد اهل اخلاص شود، می بایست تنها خداوند را منظور نظر خویش قرار دهد و هیچ کاری را برای مزد و مواجب انجام ندهد، بلکه اگر کار خیری را انجام می دهد حتی منتظر تشکر نباشد.
بسیاری از ما انسانها کاری را که برای دیگری انجام می دهیم هرچند در زبان می گوییم که برای خدا بوده اما در دل خود توقع جبران و پاداش و یا حداقل تشکر را داریم و این خود نشان از آن دارد که کار ما ناخالصی دارد و صددرصد برای خدا نیست.
براین اساس باید گفت معیار اینکه بدانیم کار ما خالصانه بوده یا نه این است که اگر پس از انجام کاری، انتظار تلافی کردن و جبران و یا تشکر و تقدیر داشتیم عمل ما به طور حتم برای خدا نبوده، اما اگر برای ما فرقی نکند که کسی از ما تشکر کند و یا جبران نماید یا نه، پس باید بدانیم عمل خالصانه به محضر خدا تقدیم نموده ایم.
خداوند در سوره انسان با اشاره به اهل بیت(ع) به عنوان الگوها و اسوه های کامل اخلاص می فرماید که ایشان در کارهای نیک خویش نیت خیر و خالصی داشته اند و کاری را برای مزد و تشکر انجام نمی دادند: انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لاشکورا؛ «ما برای خشنودی خداست که به شما می خورانیم، توقع پاداش و تشکر از شما نداریم» (الانسان، آیه۹)
اما اینکه نیت ایشان وجه الله بوده و پاداش و سپاسی را در کارهایشان نمی خواستند، به معنای این نیست که دیگرانی که برای ایشان کاری انجام شده پاداش ندهند و یا سپاس نگویند؛ زیرا می بایست از خداوند چنان که خود درهمین سوره گزارش داده یادگرفت؛ خداوند خود از اهل بیت(ع) ستایش کرده و پاداش بزرگ در دنیا و آخرت به ایشان عطا نموده و بهشت را به آنان بخشیده است. (انسان، آیات ۱۱ تا ۱۵)
به عبارت دیگر اهل بیت کارشان را بدون چشم داشت پاداش و تشکر و صرفا برای رضای خدا انجام می دادند: انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء ولاشکورا، و خداوند هم به بهترین نحو از آنان تشکر کرده و پاداش گرانقدر به آنها داد: «ان هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا».
پس، از آنچه گفته شد نتیجه گرفته می شود که انسان باید در همه کارها و نیات خویش، وجه الله و رضای خداوند را مدنظر قراردهد و اخلاص را تمام کند و بداند که قید و بند نام و نان، زائل کننده اخلاص و برباددهنده تمام زحمات و کارهای اوست.

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*