نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 483 خشت طلا به ارزش 10,384,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

موانع تحقق و کسب اخلاص در عمل(۱) ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

اخلاص به معنای پاکی و صفا، در فرهنگ قرآنی به معنای رهایی از غیر خداست. انسان مخلص کسی است که از همه اسباب و علل بگذرد و تنها به خدا بپیوندد. رهایی انسان از غیر خدا بویژه امور مادی و اعتباری بسیار سخت و دشوار است؛ زیرا طبیعت انسانی به گونه ای است که به سادگی نمی تواند از تعلقات مادی و اعتباری چون نام و نان بگذرد و نیت خویش را خالص گرداند و به جای آنکه منظور نظر خویش را
غیر خدا قرار دهد، تنها همانند سابقون و ابرار به خداوند نظر کند و به دور از هرگونه توقعات، خدا را علت العلل بشناسد و به او توکل کند و تنها خدا را مقصود و مقصد سیر حرکات و کمالات خویش قرار دهد.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به آموزه های قرآنی، موانع تحقق اخلاص در زندگی و انقطاع از خیر خدا و اتصال به او را شناسایی و تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
اخلاص، سرّ الهی
اخلاص واژه ای برگرفته از خلص به معنای پیراستن از آمیختگی است. (لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه) در فرهنگ قرآنی چنانکه راغب اصفهانی در کتاب ارزشمند مفردات الفاظ قرآن کریم، بیان کرده، حقیقت اخلاص همان بیزاری از غیر خداست.
شاید برای بسیاری این معنا دشوار باشد که از غیر خدا بیزاری جوید؛ زیرا انسان به طور فطری و طبیعی به زیبایی ها و کمالات گرایش دارد، پس چگونه می تواند نسبت به این امور بیزاری جوید؟
اما با تأمل در آموزه های قرآنی به سادگی می توان دریافت که مراد از کراهت و بیزاری نسبت به غیر خدا، بیزاری از زیبایی ها و کمالات حقیقی و واقعی نیست، زیرا همه زیبایی ها و کمالات حقیقی، تجلیات الهی در عالم هستند و گرایش به آنها در حقیقت چیزی جز گرایش به کمال مطلق یعنی خداوند نیست که منشا و خاستگاه همه کمالات است.
براساس آموزه های قرآنی، فلسفه و هدف آفرینش، رسیدن همه آفریده ها به کمالات بایسته و شایسته خودشان است. از آن جایی که گل سرسبد آفرینش، انسان است، خداوند از او می خواهد تا خود را به مقام متاله (خدایی) شدن برساند تا مظهر خداوند در ربوبیت شود و پروردگاری را در مقام خلافت الهی به نمایش گذارد.
پس لازم است تا هر انسانی، کمالات را بشناسد و در پی تحقق آن در خود برآید، اما در این حرکت و سیر خود باید همواره هوشیار و بیدار باشد تا هدف و چکاد سیر خویش را از یاد نبرد؛ زیرا چکاد این حرکت و سیر صعودی انسان می بایست مطلق کمالات و کمال مطلق یعنی خداوند باشد و خدایی شدن را فراموش نکند.
این جاست که اخلاص معنای واقعی خود را به نمایش می گذارد؛ زیرا اخلاص به معنای پیراستن از هرگونه آمیختگی است و انسان مخلص کسی است که خود را از هرگونه شرک در مراتب برهاند و اجازه ندهد تا در هدف یا وسیله یا روش یا راه و مانند آن، غیر خدا را وارد و همراه کند. انسان مخلص سیر خود را از خدا به خدا و با توسل و توکل به خدا انجام می دهد و در هیچ مرتبه ای غیر را با خدا نمی آمیزد.
اخلاص به معنای حقیقی و واقعی آن، چنان ارزشمند، پیچیده و دشواریاب است که علامه طبرسی در کتاب ارزشمند مجمع البیان آن را سر الهی می شمارد که تنها در قلب بندگان محبوب خداوندی قرار می گیرد. (مجمع البیان، ج ۱-۲، ص ۴۰۹) بنابراین، هر کسی بخواهد به مقام
اخلاص واقعی برسد می بایست خدایش را محبوب خویش قرار دهد تا این گونه رضایت خداوندی جلب شود و شخص محبوب خداوند شود تا حقیقت اخلاص در جانش بروید، چرا که حب، باید دو سویه باشد تا محبت، واقعی باشد. (مائده، آیه ۵۴) چنین افرادی از مصداق رضی الله عنهم و رضوا عنه می شوند و در جنت ذات به حکم متاله و فنا می نشینند.(بینه، آیات ۸ و ۹؛ نیز فجر، آیات ۲۷ تا ۲۹)
موانع تحقق اخلاص
اخلاص که به معنای پیراستن نیت و اعمال و اهداف از هرگونه آمیختگی با غیر خدا و بیزاری از آن است، به سادگی نمی تواند تحقق یابد؛ زیرا انسان موجودی پیچیده و شگفت است.
روان و کالبد جسمانی، هر یک اقتضائاتی دارد که انسان به سادگی نمی تواند از زیر بار فشار آن رهایی یابد. مهم ترین خواسته های طبیعی بشر که پاسخ به غرایز اوست، گرایش به مادیات است. لذا مادیات به عنوان نخستین مانع در سر راه اخلاص آدمی سر برمی کشد.
از سوی دیگر، روان آدمی به سبب گرایش به علو و بزرگی و عزت و مجد، به مادیات بسنده نمی کند و خواسته هایی را دارد که می خواهد آن را ارضاء کند. این گونه است که امور اعتباری برای پاسخ گویی به این نیازها نیز خود را مطرح می کند و خواهان پاسخ های مناسب و شایسته می شود. بنابراین، دومین مانع در سر راه اخلاص و پیراستگی انسان از غیر خداوند خودنمایی و شهرت طلبی است که اجازه نمی دهد اخلاص تحقق یابد.
به سخن دیگر، نان و نام به عنوان دو نماد از خواسته های مادی و اعتباری، مهم ترین موانع در سر راه تحقق اخلاص هستند.
انسان به طور طبیعی در جهان مادی نیازمند پاسخ گویی به نیازهای جسمانی و مادی خود است و نمی تواند آن را به کنار نهد. فشاری که تشنگی و گرسنگی و شهوت های دیگر جنسی و غیرجنسی بر انسان وارد می سازد، چنان سنگین است که هیچ بشری نمی تواند به عنوان بشریت از زیر بار آن شانه خالی کند؛ زیرا شانه خالی کردن به معنای نیستی و نابودی و مرگ و هلاکت است.
از این رو بیشترین تلاش آدمی در زندگی دنیوی در پاسخ گویی به نیازهای جسمانی و مادی از جمله نوشیدن و خوردن و خواب و شهوت جنسی و مانند آن است؛ زیرا جسم مادی انسان، در تفسیر آسایش و آرامش، معنایی دیگر جز ارضای آنها نمی یابد. بنابراین، در تعریف سعادت و خوشبختی، پاسخ گویی به لذت های مادی و شهوات را اصل اساسی برمی شمارد و به عنوان مؤلفه و عناصر قوام بخش سعادت معرفی می کند.
از سویی دیگر، روان آدمی نیز خواسته هایی دارد و به عنوان کمالات در پی پاسخ گویی به آنهاست، از این رو اموری به عنوان امور اعتباری که به شکل امور معنوی می باشد، خود را بر انسان تحمیل می کند. شهرت، اعتبار، نام و نشان، قدرت، حکومت، فرمانروایی و مانند آنها از اموری است که روان آدمی به شدت در پی آن است و آن را همه چیز خود می شمارد و خواهان پاسخ های کمال و تمام می باشد تا ارضا شود.
اگر به انسان های معمولی و عادی پیرامون خود بنگرید، همه این موارد را به خوبی می توانید شناسایی و ردگیری کنید. کسانی که همه همت و تلاش خویش را کسب مال و مادیات قرار داده و حتی اگر شده با ظلم و تجاوز به حقوق دیگران، آن را کسب می کنند و با شمارش آن خود را خوشبخت می شمارند، اهل کنز و گنج اندوختن هستند؛ چرا که آن را مایه خلود و جاودانگی می دانند. (همزه، آیات ۲ و ۳ و آیات دیگر)
از نظر قرآن این دسته از انسان ها، خدای خویش را نان و مادیات قرار داده اند و به جای اینکه متاله و خدایی شوند، مادی می شوند و حب و عشق آن به عنوان هدف کمالی تمام تن و روان ایشان را دربرمی گیرد: و تحبون المال حبا جما؛ و مال را دوست دارید، دوست داشتنی بسیار.» (فجر، آیه ۲۰)
این گونه است که دنیا پرستان، هر چیزی غیر از خداوند را همانند خدا، محبوب خویش قرار می دهند و حتی گاه غیر خدا را بیش از خدا محبوب می دارند: و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله؛ از مردمان کسانی است که غیر خدا را شریک خداوند قرار داده و آن غیر خدا را دوست می دارند، همانند دوستی خداوند. (بقره، آیه۱۶۹)
اینان نسبت به خدا و آخرت اهل زهد هستند و به جای اینکه نسبت به دنیا و مادیات اهل زهد باشند، برعکس عمل می کنند و دنیا تمام عشق ایشان است. پیامبر(ص) فرمود: ای علی!
چگونه ای هنگامی که زاهدترین مردمان را نسبت به آخرت می بینی؟! آنانی که به دنیا رغبت دارند و میراث را در هم می خورند و جمع کردن مال را دوست می دارند و دین خدا را ابزار دغل کاری خود قرار داده اند. (تفسیر فرات الکوفی، ص۲۱۰ و نیز مجمع البحرین، طریحی، ج۵، ص۳۷۲)
محبت دنیا و مادیات در دل های ایشان چنان خانه کرده که اگر همه آن را پر نکرده باشد و جایی برای آخرت و خدا هم باقی گذاشته باشد، این خدا و آخرت در گوشه ای و در کنجی قرار گرفته که در بسیاری از اوقات دیده نمی شود و شخص یا این شریک را فراموش کرده یا از آن غفلت دارد؛ زیرا همه همت و تلاش خویش را مادیات و نان قرار داده است و خدا دیگر دیده نمی شود.
بدین ترتیب دنیا برای ایشان زینت و آراسته می شود و مادیات و دنیا اصالت می یابد. خداوند درباره این گونه مردم می فرماید: «محبت امور مادی از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب های نشاندار و دامها و کشتزارها برای مردم زیبا جلوه داده شده اما اینها مایه تمتع زندگی دنیاست، و حال آنکه فرجام نیکو نزد خداست.» (آل عمران، آیه۱۴)
ادامه دارد…

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*