نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 468 خشت طلا به ارزش 10,062,000,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

سیره قرآنی امام حسین علیه السلام ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

۱. امر به معروف و نهى از منکر
امر به معروف و نهى از منکر محور تحقق یافتن حکمیت ارزشها و محو پلیدی ها است. بناى رفیع جامعه اسلامى بر ستون مستحکم امر به معروف و نهى از منکر گذاشته شده و امت مسلمان بهترین امتى هستند که براى امر به معروف و نهى از منکر برانگیخته شدند.
امام حسین (علیه السلام) مصداق این آیه بود: «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُون»؛ (۱) باید از میان شما گروهى به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند”.
آن بزرگوار هدف قیام خود را اصلاح طلبى و امر به معروف و نهى از منکر معرفى کرد از اولین مراحل امر به معروف که همان اندرز و نصیحت است آغاز کرد و بارها و بارها یزیدیان را پند داد (۲) و تا آخرین مرحله که گذشتن از جان خویش است در راه احیاى این عنصر مهم کوشا بود. آن حضرت در این باره چنین مى فرماید: “اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الأِصلاح فى أَمّهِ جَدّى محمد (صلی الله علیه وآله) اُریدُ أَن آمُرَ بِالمَعروف وَانهى عنِ المُنکر…؛ من براى اصلاح در امت جدّم محمد (صلی الله علیه وآله) قیام کردم و امر به معروف و نهى از منکر را طالبم…”.(۳)

۲. ایثار
ایثار یکى از جلوه هاى عرفانى قیام امام حسین (علیه السلام) و بلکه از زیباترین آنهاست، جلوه اى که قرآن کریم بسیار بر آن تأکید کرده و در نمودهاى مختلف ظاهر گشته است، شهادت در راه خدا و انفاق مال که آیات بسیارى درباره آن ها نازل شده از این جمله است؛ اوج ایثار و از خودگذشتگى را در لیلهالمبیت که على (علیه السلام) به جاى پیامبر خوابید مى توان ملاحظه کرد و خداوند مدال «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ الله…» (۴) را درباره ى آن بزرگوار نازل کرد.
در سوره انسان نیز درخشش دیگرى از این فداکارى را که ناظر بر اهل بیت است ملاحظه مى کنیم: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ الله».(۵)
اساس قیام امام حسین (علیه السلام) و یاران آن بزرگوار که برگرفته از مکتب آن حضرت است بر محور از خودگذشتگى است. عدم قبول بیعت امام با امویان و از خود گذشتن براى اثبات حقیقت نمونه ى بارز ایثار آن بزرگوار بود.
دست یابى حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام) به آب و نیاشامیدن آن، جان فشانى دو تن از یاران امام (علیه السلام) در ظهر عاشورا که جهت اقامه نماز تن خود را سپر بلاى آن حضرت ساختند و به شهادت رسیدند، ارادتهایى که اصحاب آن حضرت در شب عاشورا ابراز کردند و در روز عاشورا تا زنده بودند نگذاشتند که از بنى هاشم وارد میدان شود و بنى هاشم نیز تا زنده بودند نگذاشتند امام (علیه السلام) وارد میدان شود و (۶)… همه و همه نمونه های بى مانند ایثارند که در قیام امام حسین جلوه گر شد.
“محمدعلى جناح” سیاستمدار پاکستانى در این باره مى گوید: “هیچ نمونه اى از شجاعت بهتر از آن که امام حسین (علیه السلام) از لحاظ فداکارى نشان داد در عالم پیدا نمى شود.”(۷)
دانشمند اروپایى “موریس دوکبرى” نیز مى نویسد: “امام حسین براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه از جان و مال و فرزند گذشت”.(۸)

۳. توکّل
یکى دیگر از آموزه هاى ارجمند قرآنى توکل است، کارها را به خدا سپردن و دل از هر چه غیر اوست برکندن، به یک مبدأ خبیر قادر تکیه کردن و در راه او گام برداشتن است چرا که قرآن خود فرموده است: «و مَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُه»؛ (۹) هر کس بر خدا توکل کند خدا او را کافى است: «عَلَى اللهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُون».(۱۰)
امام حسین (علیه السلام) در طول سفر خود به کربلا، خدا را تنها تکیه گاه خود مى داند، در دومین سخنرانى خود در روز عاشورا پس از آن که هر دو سپاه آماده ى نبرد شدند خطاب به سربازان عمر سعد فرمود: “سخن مرا بشنوید و عجله نکنید… پس [در] کارتان با شریکان خود همداستان شوید تا کارتان بر شما مشتبه ننماید. پس درباره من تصمیم گرفته مهلتم ندهید؛ بى تردید سرور من آن خدایى است که قرآن را فرو فرستاده و همواره دوستدار شایستگان است.”(۱۱)

۴. حق تلاوت قرآن
در قرآن، ایمان آورندگان به این کتاب الهى کسانى معرفى شدند که حق تلاوت را به جاى آورند: «الَّذِینَ ءَاتَیْنَهُمُ الْکِتَابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُوْلئکَ یُؤْمِنُونَ بِه»؛ (۱۲) کسانى که کتاب آسمانى به آن دادیم و آن را چنانکه باید مى خوانند ایشانند که بدان ایمان دارند… .
امام صادق (علیه السلام) درباره ى چگونگى رعایت حق تلاوت قرآن مى فرماید: “آیاتش را روشن و شمرده مى خوانند، سعى مى کنند معنایش را بفهمند، احکام و فرامینش را به کار مى بندند و به وعده هایش امیدوارند و از عذابش مى ترسند… به خدا سوگند که حق تلاوت قرآن به حفظ آیات و پشت سر هم خواندن حروف و کلمات و تلاوت سوره ها و مطالعه حواشى آن نیست…”.(۱۳)
امام حسین از کسانى بود که در گفتار و کردار حق تلاوت قرآن را رعایت کرد، از این رو در قسمتى از زیارت نامه اش مى خوانیم: “أشهد أنّکَ… تَلَوتَ الکتاب حَقَّ تِلاوَتِهِ؛(۱۴) گواهى مى دهم که تو حق تلاوت قرآن را ادا نمودى”. و نیز آن حضرت خدا را به خاطر فراگیرى معناى قرآن و رسیدن به مقام فقاهت دینى حمد و سپاس مى گوید: “اللهم اِنى اَحْمَدُکَ عَلى أن اَکْرَمْتَنا بِالنَّبُوَّهِ وَعلَّمْتنَا القرآن وفقَّهتَنا فى الدّین”.(۱۵)

۵. حضور در محضر الهى
عارف، عالَم را محضر خدا مى داند و او را شاهد و ناظر بر جمیع امور مى شمارد. در قرآن کریم مى خوانیم که «قُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون…»؛ (۱۶) و بگو [هر کارى مى خواهید] بکنید که به زودى خدا و پیامبر و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست”.
امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا بعد از شهادت اصحاب سرش را به آسمان بلند کرد و گفت: “الَّلهُمَّ اِنّک تَرى ما یُصْنَعُ بولد نبیّک؛ (۱۷) خدایا تو شاهدى که با پسر پیغمبر تو چه مى کنند”. همچنانکه پس از شهادت طفل شیرخوار دست مبارک خود را زیر گلوى او گرفت وقتى که دستش پر از خون شد آن را به طرف آسمان پاشید و گفت: “هَوّن عَلىّ ما نَزَل بىِ أنّه بعین الله؛ آن چه که این مصیبت را بر من آسان مى کند این است که این مصایب در محضر خدا و منظر او واقع مى شود”.

۶. خوف و خشیت الهى
قرآن کریم مؤمنان را مى ستاید که فقط از خدا مى ترسند و جز او از کس دیگر هراس ندارند: «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَ لَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا الله…»؛ (۱۸) کسانى که پیام هاى خدا را ابلاغ مى کنند و از او مى ترسند و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند… .
سیره ى عملى امام حسین در جریان کربلا مصداق واقعى این آیه است چرا که اگر ترس از نابودى خود و فرزندانش داشت هرگز پاى به این صحنه پرمخاطره نمى گذاشت. امام در زمره ى عارفانه خود در دعاى عرفه چنین مى فرماید که: “الّلهم اخشاک کأنى أراک؛ (۱۹) خدایا مرا آنچنان قرار ده که از تو بیمناک باشم بطورى که گویا تو را مى بینم”.

۷. صبر و تسلیم
صبر در برابر مصیبت ها و تسلیم در برابر اراده الهى یکى دیگر از خصلت هاى نیک عارفان است. عارف معتقد است که آنچه در عالم وجود واقع مى شود قضاى الهى است و تا چیزى از جانب او مقدّر نشده باشد واقع نمى شود. اگرچه حرکت و تلاش براى دگرگونى وضع موجود و تغییر ناهنجارى هاى خود، قضا و قدر الهى و مرزى جدا از آن ندارد.
در قرآن کریم هفتاد بار مقوله ى صبر مطرح شده که ده مورد آن مرتبط با پیامبر اکرم (ص) است. خداوند به مؤمنان دستور داده از صبر و صلوه براى حل مشکلات کمک بگیرید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوه» (۲۰) و در آیه دیگر “صبر و تقوى” از استوارترین امور شمرده شده است: «وَإِن تَصْبِرُواْ وَ تَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور».(۲۱)
تسلیم نیز اگرچه از جنس صبر است اما مقامى بالاتر است. در مقام تسلیم، “خودى” باقى نمى ماند تا انسان بگوید آنچه را جانان مى پسندند مورد پسند من است بلکه خود و هرچه را در اختیار دارد تسلیم مولاى خود مى کند.
حسین (علیه السلام) قهرمان صبر و تسلیم است و گفتار و کردارش بر آن گواه، آن بزرگوار در وصیت نامه ى خود که به محمد بن حنفیه نوشته فرموده است: “هر کس مرا رد کند و از یارى من سر باز زند صبر مى کنم تا خدا بین من و قوم اموى حکم کند که او بهترین حکم کنندگان است.”(۲۲)
صبحگاه عاشورا یاران خویش را چنین به صبر فرا مى خواند که: “اى کریم زادگان! صبورى کنید زیرا مرگ چونان پلى است که شما را از سختى ها و آسیب ها عبور داده و به بهشت هاى پهناور و نعمت هاى جاودانه مى رساند… .”(۲۳)
در قتلگاه و عروجگاه، عصر عاشورا در نیایشى عاشقانه با تن و بازوى زخمدار چنین عرضه مى دارد: “بر قضا و حکم تو صبر مى کنم، اى خداى من، جز تو خدایى نیست. اى فریادرس فریادگران.”(۲۴)

۸. عبادت
عبادت پیوند مخلوق با خالق و اوج کمال انسانى و ارج بخشیدن خداوندى است که نعمات فراوانى به ما عطا کرده است. قرآن کریم، گاه پرستش را هدف آفرینش و گاه عامل نفى سلطه هاى شیطانى، و گاه زمینه ى وحى و پیامبرى و… معرفى مى کند. خداوند در این زمینه مى فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون»؛ (۲۵) و جن و انس را نیافریدیم جز براى آنکه مرا بپرستند. امام حسین (علیه السلام) عبدصالح خدا بود و تجسم عینى آیات الهى، در عین حال که پهلوانى بزرگ بود، عابدى تمام عیار و عارفى کامل در پیشگاه الهى بود. از “مصعب زبیرى” روایت شده که گفت: “حسین (علیه السلام) با فضیلت و متمسّک به دین بود و نماز و روزه و حج او بسیار بود.”(۲۶)
امام حسین (علیه السلام) انس ویژه اى با نماز داشت. چنان که قبلاً بیان شد از برادرش حضرت اباالفضل خواست یک شب از امویان مهلت بگیرد تا در آن شب فقط به دعا، نماز، تلاوت قرآن و استغفار و راز و نیاز با خدا بپردازد.
در ظهر عاشورا نیز که تنور جنگ به شدت گرم شده بود وقتى صحبت از نماز شد به فکر اقامه ى نماز افتاد و به شخصى که وقت نماز را به ایشان یادآورى کرد فرمود: “نماز را به یادمان آوردى خدا تو را از نمازگران قرار دهد، بلکه اکنون وقت آن است، از دشمنان بخواهید که دست از جنگ بشویند تا نمازمان را بخوانیم.” و چون آنان حاضر به این امر نشدند، سعیدبن عبدالله حنفى و زهیر بن قین، پاسدارى از جان امام را بر عهده گرفته و در این راه شهید شدند.(۲۷)

۹. عزت طلبى و ذلّت ستیزى
عزّت از آن خداست و هرکس طالب عزت است باید آن را نزد خدابجوید: «مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا»(۲۸) در قرآن کریم خطاب به پیامبر خود مى فرماید که: «وَ لَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم»؛ (۲۹) یهود و نصارى هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا زمانى که از آنان تبعیت کنى.
بنابراین در صورتى که پیامبر ذلت تبعیت از آنان را بپذیرد تا آن ها از او خشنود مى گردند و توطئه نکنند. اما در ادامه آیه خداوند به پیامبر دستور مى دهد که بگوید: «إِنَّ هُدَى اللهِ هُوَ الْهُدَى» (۳۰) به طور قاطع و با عزت تمام سخن آنان را رد کند.
سیره امام حسین (علیه السلام) نیز بر مبناى همین حبل متین الهى بود و لحظه اى تن به ذلت و سر به خوارى نداد و سطر سطر قیام او نشانگر عزت مدارى و پایدارى بر راه هدایت الهى بود.
امام (علیه السلام) در روز عاشورا در مقابل سپاه دشمن فریاد بر آورد که: “آگاه باشید که زنازاده پسر زنازاده (ابن زیاد) مرا بین دو چیز مخیّر ساخته یا شمشیر کشیده آماده جنگ شوم و یا لباس ذلّت بپوشم و با یزید بیعت نمایم ولى ذلت از ما بسیار دور است.”(۳۱)

نویسنده: على اسعدى
_____________________________
پى نوشت :
۱) آل عمران/ ۱۰۴.
۲) ر.ک: “نصیحت گرى و خیرخواهى” در همین مقاله.
۳) بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹.
۴) بقره/ ۲۰۷.
۵) انسان/ ۸ و ۹.
۶) حماسه عرفان، ص ۲۴۶.
۷) مجله نور دانش، سال دوم، ش ۳.
۸) تاریخ سیاسى اسلام، ج ۱، ص ۴۵۱.
۹) طلاق/ ۳.
۱۰) ابراهیم/ ۱۲.
۱۱) ۴۶) بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۶؛ تاریخ الطبرى، ج ۳، ص ۳۱۸، برگرفته از آیات: اعراف ۱۹۶/ و یونس/ ۷۱.
۱۲) بقره/ ۱۲۱.
۱۳) تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ج ۲، ص ۲۳۶، نقل از میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۴۸۲۴.
۱۴) کامل الزیارات، ص ۳۷۱.
۱۵) تاریخ الطبرى، ج ۳، ص ۳۱۵.
۱۶) توبه/ ۱۰۵.
۱۷) بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۱.
۱۸) احزاب/ ۳۹.
۱۹) مفاتیح الجنان، دعاى عرفه.
۲۰) بقره/ ۱۵۳.
۲۱) آل عمران/ ۱۸۶.
۲۲) بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۳۰.
۲۳) معانى الاخبار، ص ۲۸۹.
۲۴) مقتل مقرّم، ص ۲۸۳.
۲۵) ذاریات/ ۵۶.
۲۶) پرتوى از عظمت حسین (علیه السلام)، ص ۱۶۵، به نقل از اسدالغابه، ج ۲، ص ۲۰.
۲۷) پیشین.
۲۸) فاطر/ ۱۰.
۲۹) بقره/ ۱۲۰.
۳۰) بقره/ ۱۲۰.
۳۱) لهوف، ص ۱۳۹، مقتل الحسین للخوارزمى، ص ۹ و ۱۰.

منبع: مجله پاسدار اسلام

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*