نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 475 خشت طلا به ارزش 10,212,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

چرا امام حسین (علیه السلام) اهل بیت خود را به کربلا بردند؟ ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

پرسش:
چرا امام حسین (علیه السلام) با این که از شهادت خود آگاه بود، خانواده‌اش را به کربلا برد؟ اگر به همراه بردن زن و فرزند برای پیام‌ رسانی حادثه عاشورا بود، این کار را امام سجاد(علیه السلام) انجام داد؛ چرا طفل شیرخوار خود علی اصغر را نیز به کربلا آورد؟
این سؤال، در حقیقت دو پرسش است:
۱. علت به همراه بردن زنان و کودکان، به‌ویژه حضرت علی اصغر چیست؟
۲. زنان و کودکان امام، چه نقشی در صحنه عاشورا ایفا کردند؟

الف. علت به همراه بردن زنان و کودکان به کربلا چیست؟
مورخان و سیره نویسان، دلایل مختلفی را بیان کرده اند:
الف) در میان اعراب، مرسوم بود که در مسافرت‌های طولانی و جنگ‌ها, زنان و فرزندان را هم با خود می‌بردند که هدف از این کار, نشان دادن اراده و همت خود در انجام کار بوده است. امام حسین(علیه السلام) نیز بنا بر این رسم, با همراه بردن اهل بیت, مردم را به فدا‌کاری دعوت می کرد و پیامش این بود که برای رسیدن به هدف والا و با ارزش, باید از جان و مال و فرزند و زن گذشت.[۱]
ب) برخی احتمال داده‌اند که اگر اهل بیت امام(علیه السلام) در مدینه می ماندند، امنیت آنان از سوی دشمن به خطر می افتاد؛[۲] زیرا اگر امام آنها را در مدینه باقی می گذاشت و خود به همراه اصحاب و یاران به کربلا می رفت، بنی‌امیه برای بیعت گرفتن از امام آنها را دستگیر و زندانی می کردند و در این صورت امام دو راه در پیش‌رو داشت: یا به خاطر آزادی اهل‌بیت تسلیم دشـمن می‌شد, یا بدون اعتنا به اهل بیت, قیام خود را به انجام می‌رساند که در هردو صورت نهضت او در نطفه خفه می‌شد یا بی‌نتیجه می ماند.
ج) با استفاده از برخی روایات, قیام امام حسین(علیه السلام) بر اساس تکلیف الهی بوده، و اما بردن اهل بیت، برای تکمیل قیام، تحقق اهداف قیام، رسوا کردن بنی‌امیه, جلوگیری از انحراف امت و تحریف وقایع عاشورا بوده است.
این امر از کلام خود امام حسین(علیه السلام) فهمیده می شود، که در عالم خواب از جانب رسول خدا به او الهام شد که رسیدن به این هدف، جز با کشته شدن تو، و تکمیل آن، جز با اسارت اهل بیت تو تحقق نخواهد یافت، و آن را در پاسخ برادرش محمد حنفیه بیان کرد:
«قَالَ أَتَانِی رَسُولُ اللهِ بَعْدَ مَا فَارَقْتُکَ، فَقَالَ: یَا حُسَیْنُ اخْرُجْ فَإِنَّ اللهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاکَ قَتِیلًا، فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَنَفِیَّهِ: إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ فَمَا مَعْنَى حَمْلِکَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَکَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذَا الْحَالِ، قَالَ فَقَالَ لِی: إِنَّ اللهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاهُنَّ سَبَایَا»‏.[۳]
امام حسین به برادرش محمد حنفیه فرمود: بعد از این که تو از نزد من رفتی، پیامبر در عالم خواب به من فرمود: ای حسین! حرکت کن؛ زیرا خداوند خواسته است که تو را کشته ببیند. محمد حنفیه آیه استرجاع (إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) را به زبان جاری کرد و سپس علت به همراه بردن اهل‌بیت را در این شرایط خطرناک سؤال نمود؛ امام فرمود: پیامبر در مورد آنها نیز به من خبر داد که خدا خواسته تا آنها را نیز اسیر ببیند.
حضرت از این‌ کلام رسول خد (صلی الله علیه وآله) فهمید که اسارت آنها مورد رضایت حق است. بنابر‌این, امام اهل بیت خود را برای انجام رسالت عظیم و ایفای نقشی بسیار مهم در ساختن تاریخ به همراه برد. این احتمال از طرف بزرگان،[۴] بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است. از این‌جاست که سؤال دوم مطرح می شود:

ب. زنان و کودکان در حادثه عاشورا چه نقشی داشتند؟
یکی از عوامل به همراه بردن اهل‌ بیت، رسالت آنان بعد از حادثه عاشوراست. حال با توجه به این نکته, می‌توان گفت که نهضت امام حسین(علیه السلام) دو مرحله داشت: مرحله اول، فداکاری، جانبازی و شهادتِ مردان، و مرحله دیگر «ابلاغ پیام» توسط زنان و کودکان.

۱. پیام رسانی

انقلاب امام حسین(علیه السلام) تا عصر عاشورا، مظهر خون و شهادت بود، اما پس از آن، مرحله دوم (پیام رسانی) با پرچم داری امام سجاد(علیه السلام) و حضرت زینب(علیها السلام) آغاز شد. آنان با سخنان آتشین خود، پیام انقلاب امام حسین(علیه السلام) و یارانش را، با وجود تبلیغات گسترده حکومت اموی که از زمان معاویه تا یزید در شام به راه انداخته بودند، به آگاهی مردم رساندند و در مدت اسارت، بنیان خاندان اموی را با افشای چهره واقعی‌شان از جا برکندند.

۲. بی اثر کردن تبلیغات بنی امیه و معرفی اهل بیت:

پس از تصرف شام به وسیله مسلمانان, حکومت آن زیر سیطره فرمانروایانی چون خالد بن ولید و معاویه، پسر ابوسفیان قرار گرفت. مردم این سرزمین نه سخن پیامبر(صلی الله علیه وآله) را شنیده بودند و نه روش اصحاب را می‌دانستند و نه اسلام را که در مدینه رواج داشت، می‌شناختند.
از این گذشته, تا زمان قیام امام حسین(علیه السلام) تنها یازده تن از آنان در سنین هفتاد تا هشتاد سال بودند و در شام در انزوا به ‌‌سر می‌بردند, که در نتیجه نسل جوان آن روز از اسلام حقیقی چیزی نمی‌دانست.[۵]
معاویه نزدیک به چهل و دو سال در شام حکومت کرد و مردم آن‌جا را دور از بصیرت و آگاهی دینی پرورش داد؛ به‌گونه‌ای که در برابر اراده او بی‌چون و چرا تسلیم شوند.[۶]
حکومت بنی امیه، با تبلیغات زهرآگین، خاندان پیامبر(صلی الله علیه وآله) را در نظر مردم شام، منفور، و خاندان ‌بنی امیه را خویشان رسول خدا معرفی کردند؛ به‌گونه‌ای که پس از استقرار حکومت ابو‌العباس سفاح (اولین خلیفه عباسی)، ده تن از امرای شام نزد او سوگند خوردند که تا زمان قتل مروان (آخرین خلیفه اموی) نمی‌دانستیم که رسول خدا جز بنی امیه، خویشان دیگری داشت که از او ارث ببرند.[۷]
بنابراین، جای شگفتی نیست که به هنگام ورود اسیران کربلا به دمشق, مردی در برابر امام سجاد(علیه السلام) ایستاد و گفت: سپاس خدا را که شما را کُشت و مردمان را از شرّ شما آسوده کرد! حضرت با تلاوت آیه: «… إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»[۸]، فرمود: این آیات در شأن ما نازل شده است. آن مرد فهمید آن‌چه در‌باره اسیران شنیده، درست نیست و آنان خارجی نیستند؛ بلکه فرزندان پیامبرند؛ پس از گفته خود پشیمان شد و توبه کرد.[۹]
بنا‌براین، با حرکت منزل به منزل خاندان امام و خطبـه‌ها و روشـنگری‌های امام سجاد(علیه السلام) و زینب(علیها السلام)، چندین دهه تحریفات بنی امیه (حتی در شام به عنوان مرکز خلافت دشمنان) بی‌اثر شد.

۳. جلوگیری از انحراف حادثه عاشورا

دستگاه حکومت اموی، همان‌گونه که درباره خود اهل بیت، اذهان مردم شام را به انحراف کشانده بود، قیام عاشورا را نیز یک قیام خودخواهانه و برضد حکومت اسلامی و امام حسین(علیه السلام) را به عنوان فردی خارج از دین اسلام معرفی می کرد. بنابراین، مردم شام با همین عقیده در جنگ شرکت کردند و با حضرت جنگیدند. اما در مدت اسارت اهل‌بیت, فرصتی به دست آمد که حضرت زینب(علیها السلام) و امام سجاد(علیه السلام) حقیقت را برای مردم آشکار کنند. اگر به خطبه های حضرت زینب(علیها السلام) و امام سجاد(علیه السلام) دقت شود، محورهای اصلی آن, سرزنش مردم کوفه, معرفی امام حسین و اهل بیت به عنوان فرزندان رسول خدا, جلوگیری از تحریف نهضت و معرفی جنایات حکومت اموی است. شهید دستغیب در این‌باره می‌گوید:
اگر زینب و بچه‌ها در کربلا نبودند، بنی‌امیه این جنایت‌ها را محو می‌کردند و اصل موضوع در بسیاری جاها پنهان می‌ماند و با وسایل تبلیغی آن روز که اخبار به کندی می‌رسید، آن‌هم تبلیغات مخالف, مطلب را کاملاً وارونه جلوه می‌داد.[۱۰]

۴. افشای چهره ظالمان

مظلومیت، یکی از عوامل مؤثر در تبلیغات و مؤثر در روحیه و عاطفه مردم است؛ زیرا انسان فطرتاً از ظلم و ظالم متنفر و طرفدار مظلوم است. در حادثه کربلا, نه مظلوم نمایی، بلکه حقیقت مظلومیت با فدا‌کاری اهل بیت آمیخته شد. آنان پیام سالار شهیدان و اصحاب را به عالی‌ترین صورت به همه مردم رساندند؛ به‌گونه‌ای که امروز نیز صدای عدالت‌خواهی و ظلم ستیزی آنان در وجدان بشریت طنین انداز است.
نقش اسرا, که بدون سلاح و توان رزم، با قساوت بار‌ترین شکل ممکن مورد ضرب و شتم و هتک حرمت قرار گرفتند, به‌ویژه خردسالان و کودکان، چشم‌گیر‌تر است. جان دادن طفل چند ساله در کنار پیکر امام, بریده شدن گلوی نازک علی اصغر با لب‌های تشنه در آغوش پدر, به آتش کشیده شدن خیمه‌های زنان و کودکان بی‌دفاع, کتک خوردن دختر خرد‌سال در کنار پیکر خونین و قطعه و قطعه پدر, صدای العطش طفلان امام حسین(علیه السلام) و… همه در ابلاغ پیام و افشای ماهیت حکومت یزید، کمتر از شهادت و جانبازی اصحاب نبود.
اگر یاران و اصحاب، پس از نبردی جانانه شهید می‌شدند، همه می‌گفتند: مرد در میدان جنگ یا پیروز می‌گردد یا کشته می‌شود؛ اما هنگامی که قنداقه حضرت علی اصغر در آغوش امام، که برای طلب آب به طرف دشمن آمده بود، آن‌گونه به خونش رنگین می‌شود، حادثه، حالت فجیع‌تری به خود می‌گیرد و عواطف و احساسات خفته انسانی را بیدار می‌کند و به مردم نشان می‌دهد که حکومت یزید، حتی عاطفه بشری هم ندارد.
بنابراین، همراهی خانواده امام حسین(علیه السلام) از چند جهت اهمیّت دارد:
۱- زنان و کودکان توانایی تبلِیغ و پیام رسانی را دارند؛
۲- علاوه برآن, دشمنان نیز از مقابله با آنان عاجزند و در صورت آسیب رساندن به آنان, عواطف همگان جریحه دار می‌شود و در نزد افکار عمومی، در طول تاریخ محکوم خواهند شد.
۳- از نگاه عرفانی، امام حسین(علیه السلام) تمام هستی خود و اطرافیان خود را بدون کم و کاستی در طَبَق اخلاص گذاشت و به درگاه خداوند تقدیم کرد. ثمره چنین اخلاصی، آن شد که نهضت عاشورا در طول تاریخ، برای مسلمانان و غیر مسلمانان تأثیرگذارخواهد ماند.
_________________________
پی نوشت:
[۱]. عباس محمود عقاد, ابو الشهداء الامام الحسین, ص۱۳۶.
[۲]. شیخ عبد الوهاب کاشی, مأساه الحسین بین السائل و المجیب, ص۷۸ و ۷۹.
[۳]. سید بن طاووس, لهوف, ص۹۴؛ بحار الانوار, ج۴۴, ص۳۶۴ .
[۴]. مرتضی مطهری, حماسه حسینی, ج۱, ص۲۷۲؛ سید عبد الحسین دستغیب, سید الشهداء, ص۱۷۷.
[۵]. سید جعفر شهیدی, قیام امام حسین, ص۱۸۵.
[۶]. محمد ابراهیم آیتی, بررسی تاریخ عاشورا, ص۴۷.
[۷]. ابن ابی الحدید, شرح نهج البلاغه, ج۷, ص۱۵۹.
[۸]. خدا فقط می‏ خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند. (احزاب، آیه ۳۳)
[۹]. خوارزمی, مقتل الحسین, ج۲, ص ۶۱؛ لهوف, ص۲۳۸ و ۲۳۹.
[۱۰]. عبد الحسین دستغیب, سید الشهداء, ص۱۷۷.

منبع: پایگاه جامعه المصطفی

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*