نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 483 خشت طلا به ارزش 10,384,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

زندگی اجمالی امام کاظم(ع) ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

هفتمین امام شیعه امامیّه، حضرت موسی بن جعفر – علیه السّلام – است که مسلمانان، به ویژه شیعیان، او را به دلیل حلم و بردباری اش در برابر معاندان و فرو نشاندن غیظ و خشم خویش در مقابل دشمنان[۱] لقب کاظم داده اند. تولّد آن حضرت به سال ۱۲۸ – و در منابع اندکی ۱۲۹ – در اَبواء – که منطقه ای است میان مکه و مدینه – از مادری با نام حمیده بربریه،[۲] بوده است. ماه تولد در هیچ منبعی نیامده و تنها به سال اکتفا شده است.[۳] شهادت ایشان در بیست و پنجم رجب[۴] سال ۱۸۳ در بغداد، در زندان حاکم ستمگر عباسی، هارون الرشید، صورت گرفته است. برخی روز شهادت را پنجم و برخی ششم ماه رجب دانسته اند.[۵]
امام کاظم – علیه السّلام – پس از شهادت پدر بزرگوارش در سال ۱۴۸، رهبری شیعیان را بر عهده گرفت و عمر شریف خود را در مدینه و بغداد گذراند. در میان شخصیّت های علوی موجود در عصر آن حضرت، کسی را توان برابری با وی نبوده و از نظر علم و تقوا و زهد و عبادت سر آمد روزگار خویش بشمار می آمد.
شیخ مفید درباره آن حضرت می گوید:
کان أبوالحسن موسی – علیه السّلام – أعبد أهل زمانه و أفقههم و أسخاهم کفّا و أکرمهم نفسا.[۶]
ابوالحسن موسی – علیه السّلام – فقیه ترین و سخی ترین و با شخصیّت ترین اهل زمان خود بود.
شیخ طبرسی می نویسد:
کان علیه السّلام أحفظ النّاس لکتاب الله… و کان النّاس بالمدینه یسمّونه زین المجتهدین.[۷]
آن حضرت حافظ ترین مردم نسبت به کتاب خدا بود… و مردم مدینه او را زینت کوشندگان در عبادت خدا می نامیدند.
ابن ابی الحدید درباره آن حضرت چنین می نویسد:
جمع من الفقه و الدّین و النّسک و الحلم و الصّبر.[۸]
فقاهت، دیانت، عبادت و بردباری و شکیبائی، همه در آن حضرت جمع بود.
یعقوبی، مورّخ شهیر، درباره وی می نویسد:
و کان موسی بن جعفر من أشدّ النّاس عباده.[۹]
موسی بن جعفر – علیه السّلام – عابدترین مردم زمان خود بوده است.
در شذرات الذّهب آمده است:
کان صالحا عابدا جوادا حلیما کبیر القدر.
آن حضرت از صالحان، عابدان، سخاوتمندان و بردباران بود و شخصیتی بس بزرگ داشت. همانجا از قول ابوحاتم نقل می کند که گفت: ثقه امام من ائمّه المسلمین؛[۱۰] آن حضرت مورد وثوق و امامی از ائمه مسلمین است.
یافعی می گوید: کان صالحا عبادا جوادا حلیما و کان سخیّا.[۱۱]
یحیی بن حسن بن جعفر، نسب شناس مشهور، درباره آن حضرت نوشته است:
کان موسی بن جعفر یدعی العبد الصّالح من عبادته و اجتهاده.[۱۲]
موسی بن جعفر – علیه السّلام – به علت عبادت و اجتهادش، عبد صالح خوانده می شد.
این جملات، نمونه هایی است از آنچه مورّخان و محدّثان شیعه و سنّی، آن حضرت را با آن توصیف کرده اند. استاد عطاردی جملات زیادی از این قبیل را در کتاب گرانبهای خود مُسند الامام الکاظم فراهم آورده است.
آنچه از سجایای امام، بیش از همه قابل توجه بوده، کرم و سخاوت آن حضرت است که ضرب المثل بوده است. ابن عنبه در این باره می نویسد:
و فی کمّه صرر من الدّراهم فیعطی من لقیه و من ارد برّه و کان یضرب المثل بصرّه موسی.[۱۳]
همواره نزد او کیسه هایی از زر بود و به هر کسی که می رسید و یا به هر کسی که به احسان آن حضرت چشم داشت از آنها می بخشید، به طوری که کیسه های زر او ضرب المثل شده بود.
سخاوت امام حتّی شامل کسانی می شد که به آزار و اذیّت او می پرداختند. در این زمینه ابن خَلَّکان از قول خطیب، چنین آورده است:
و کان سخیّا کریما و کان یبلغه عن الرّجل أنّه یؤذیه فیبعث الیه بصرّه فیها ألف دینار و کان یصرّ الصرّر ثلاث مأه دینار و اربع مأه دینار و مأتی دینار ثمّ یقسّمها بالمدینه[۱۴] فکانت صرر موسی مثلا.[۱۵]
او چنان بزرگوار و سخاوتمند بود که وقتی به وی اطلاع می دادند فردی در صدد اذیت شماست، کیسه زری که حاوی هزار دینار بود برایش می فرستاد. او همیشه زرها را در کیسه های سیصد و چهارصد و دویست دیناری می گذاشت و میان اهل مدینه تقسیم می کرد و کیسه های زر وی معروف بود.
ابوالفرج اصفهانی درباره بخشش آن حضرت به کسانی که به آزار او می پرداختند، روایت مفصلی آورده است که آدمی را به شگفتی وا می دارد.[۱۶]
ذهبی، رجالی مشهور درباره امام کاظم – علیه السّلام – می نویسد:
وقد کان موسی من أجواد الحکماء و من العبّاد الاتقیاء.[۱۷]
موسی بن جعفر از سخاوتمندان حکما و از بندگان پرهیزکار خداوند بود.
از جمله خصائص دیگر آن حضرت زهد و عبادت وی بود. حضرتش سالهای متمادی در زندان به سر برده و در تمام این مدت به عبادت خدا مشغول بود؛ به طوری که بسیاری از زندانبانان او تحت تأثیر قرار گرفته و از نگهداری امام در آن شرایط سخت خودداری می کردند.[۱۸]
هارون درباره آن حضرت به ربیع گفت:
امّا انّ هذا من رهبان بنی هاشم؛ این مرد از راهبان بنی هاشم است.
ربیع می گوید: به هارون گفتم: پس چرا او را زندانی کرده ای؟ هارون پاسخ داد:
هیهات لابدٌ من ذلک؛ چاره ای جز این نیست.[۱۹]
ابن وردی از مورّخان قرن هفتم، روایت مستندی درباره کثرت عبادت آن حضرت آورده است.[۲۰]
مناسب است این نقل را هم بیفزاییم که امام صادق – علیه السّلام – سخت به فرزندش موسی علاقمند بود. لذا از آن حضرت سؤال شد: ما بلغ من حبک لموسی؟ قال: وددت أن لیس لی ولد غیره کیلا یشرکه فی حبّی احد؛ شما چه اندازه موسی را دوست دارید؟ حضرت فرمود: دوست داشتم جز موسی فرزندی نداشتم تا هیچ شریکی در دوستی من نسبت به او وجود نداشت.[۲۱]
به دلیل همین سجایای پاک اخلاقی بود که آن حضرت نزد مردم، محبوبیّت فراوانی داشت و درباره او به کرامات فراوانی قائل بودند. ابن الجوزی در این زمینه روایتی آورده که ابن حَجَر هَیتَمی نیز آن را روایت کرده است؛ مضمون روایت این است:
شقیق بلخی در سال ۱۴۹ در سفر حج به امام برخورد و چندین بار کوشید مطلبی از آن حضرت بپرسد که هر بار امام با خواندن آیه ای ما فی الضمیر او را برملا کرد.[۲۲]


[۱] . المناقب، ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۳۸۲؛ الارشاد، ص ۲۷۹؛ عمده الطالب، ص ۱۹۶؛ الصواعق المحرقه، ص ۲۰۳.
[۲] . از امام باقر _ علیه السّلام _ نقل شده که فرمودند: حمیده فی الدنیا، محموده فی الاخره. الکافی، ج ۱، ص ۴۷۷، حدیث ۱.
[۳] . تواریخ النبی و الآل، ص ۳۵.
[۴] . عیون الاخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۰۴؛ مصباح المتهجد، ص ۵۶۶.
[۵] . الکافی، ج ۱، ص ۴۷۶؛ عیون الاخبار الرضا، ج ۱، ص ۹۹.
[۶] . الارشاد، ص ۲۷۷.
[۷] . اعلام الوَری، ص ۲۹۸.
[۸] . شرح نهج البلاغه، ج ۱۵، ص ۲۷۳.
[۹] . تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۴۱۴.
[۱۰] . شذرات الذّهب، ج ۱، ص ۳۰۴.
[۱۱] . مرآت الجنان، ج ۱۰، ص ۳۹۴.
[۱۲] . تهذیب التهذیب، ج ۱، ص ۳۳۹.
[۱۳] . عمده الطالب، ص ۱۹۶.
[۱۴] . تاریخ بغداد، ج ۱۳، ص ۲۷؛ وفیات الاعیان، ج ۵، ص ۳۰۸.
[۱۵] . همان.
[۱۶] . مقاتل الطالبین، ص ۳۳۲.
[۱۷] . میزان الاعتدال، ج ۴، ص ۲۰۴.
[۱۸] . مقاتل الطالبین، ص ۳۳۲.
[۱۹] . عیون الاخبار الرضا، ج ۱، ص ۳۱.
[۲۰] . تتمه المختصر، ج ۱، ص ۲۱۰؛ مسند الامام الکاظم، ج ۲، ص ۴۲؛ زهر الادب، ج ۱، ص ۱۳۳؛ الارشاد، ص ۲۸۱.
[۲۱] . نثر الدر، ج ۱، ص ۳۵۶.
[۲۲] . صفه الصفوه، ج ۲، ص ۱۰۳؛ الصواعق المحرقه، ص ۲۰۴.
رسول جعفریان – حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)، ص ۳۷۵

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*