نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 483 خشت طلا به ارزش 10,384,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

بازخوانی عملیات مولای متقیان ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

نیم نگاهی به این عملیات
نام‌ عملیات: مولای‌ متقیان- جنگ‌ چزابه‌
رمز عملیات : یا علی ادرکنی
فرمانده عملیات : سردار حسن‌ باقری‌
زمان‌ اجرا : ۰۱/۱۲/۱۳۶۰
مدت‌ اجرا: دو هفته‌
تلفات‌ دشمن:‌ (کشته، زخمی‌ و اسیر۴۶۰۰)
مکان‌ اجرا: منطقه‌ عملیاتی‌ شوش‌ دانیال‌ – محور جنوبی‌ جنگ‌
ارگان‌ عمل‌کننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
اهداف‌ عملیات: دفع‌ پاتک‌ سنگین‌ دشمن‌ در منطقه‌ چزابه‌ و توقف‌ حمله‌ و پیشرو .
نیروهای عمل کننده : لشگر ۶۴ ارومیه (ارتش)‌ در منطقه حاج عمران و ارتفاع ۲۵۱۹ و با حضور ۹ گردان پیاده شد.
شرح عملیات‌ مولای‌ متقیان‌
این‌ عملیات‌ دو هفته‌ به‌ طول‌ انجامید و خسارات‌ قابل‌ توجهی‌ به‌ یگانهای‌ تقویت‌ شده‌ ارتش‌ صدام‌ وارد آمد.تنها ثمره حمله‌ عراق‌ به‌ چزابه‌ این‌ بود که‌ عملیات‌ سراسری‌ و گسترده‌ «فتح‌ المبین» یک‌ ماه‌ به‌ تعویق‌ افتاد.ارتش‌ عراق‌ در عملیات‌ شکست‌ حصرآبادان‌ اعلام‌ کرده‌ بود که‌۸۰ تن‌ و در عملیات‌ «طریق‌ القدس» ۳۴نفر کشته‌ داده‌ است، ولی‌ در نبرد چزابه‌ شمار تلفات‌ انسانی‌ خود را۲۰۰ نفر اعلام‌ نمود.این‌ تفاوت‌ آمار، شمار تلفات‌ فراوان‌ عراق‌ در چزابه‌ را می‌رساند. علی‌رغم‌ این‌ ادعا، دشمن‌ در این‌ عملیات‌۴۶۰۰ کشته، زخمی‌ و اسیر داشت.
دشمن‌ در جمع‌ بندی‌ اطلاعات‌ حاصله‌ خود، بویژه‌ توسط‌ ماهواره‌های‌ آمریکایی، به‌ این‌نتیجه‌ رسیده‌ بود که‌ ایران‌ بزودی‌ در منطقه‌ «دزفول‌- شوش» عملیات‌ بزرگی‌ انجام‌ خواهد داد. از این‌رو استحکامات‌ و تمرکز شدید نیرو را در شوش‌ ایجاد کرد و میادین‌ مین‌ را وسعت‌ داد. همچنین‌۱۰ تیپ‌ مستقل‌ به‌ همراه‌ چند تیپ‌ «جیش‌ الشعبی» بر دو لشکر تقویت‌ شده‌اش‌ در منطقه‌ افزود و برای‌ پیش‌دستی‌ در تاریخ‌ ۱۷بهمن‌ ماه‌ ۱۳۶۰، حمله‌ خود را با شدیدترین‌ آتش‌ توپخانه‌ و بمبارانهای‌ بی‌وقفه‌ هوایی‌ شروع‌ کرد. اهداف این حمله بدین شرح بود :
۱- صرف شدن نیروهای اسلام و به هم ریختن سازماندهی برای جلوگیری از عملیات فتح المبین.
۲- گرفتن زمان و عقب انداختن عملیات ،که در این فرصت به دست آمده سیستم دفاعی نیروهایش را تقویت نماید.
۳- در صورت موفقیت در بستان جبهه فعال جدیدی را مقابل ایران گشوده و با گرفتن ابتکار عمل از عملیات ایران جلوگیری کند.
۴- از نظر جنگ افزار و مهمات ایران را وادار به مصرف و استهلاک نماید. با حمایت شدید نیروی هوایی و آتش بسیار سنگین توپخانه قوای عراقی دست به پیشروی می زنند و با مقاومت جانانه نیروی سپاه و بسیج مواجه شدند.
این‌ حمله‌ عراق‌۱۳ روز به‌ درازا کشید و دشمن‌ بی‌محابا مهمات‌ و تجهیزات‌ خود را صرف‌ نبرد در چزابه‌ کرد، اما با مقاومت‌ سرسختانه‌ نیروهای‌ ایرانی‌ رو به‌ رو شد. (۱)
در مقابل‌ نیروهای‌ خودی‌ با انجام‌ عملیات‌ «مولای‌ متقیان» معروف‌ به‌ جنگ‌ چزابه‌ با رمز «یا علی ادرکنی» به‌ فرماندهی‌ سردار حسن‌ باقری‌ در یکم‌ اسفند ماه‌ ۱۳۶۰ با چهار گردان‌ که‌ فرماندهی‌ یکی‌ از گردانها را خود شهید باقری‌ بعهده‌ گرفته‌ بود، انجام‌ شد و تلاش‌های‌ دشمن‌ عقیم‌ ماند. طی این عملیات، شهید باقری‌ ضربات مهلکی بر نیروهای دشمن وارد و مسئله چزابه را برای همیشه حل کرد. حماسه چزابه چنان بود که حضرت امام ( رحمت الله علیه ) آن را الگو قرار داده و برای رزمندگان پیام تبریک فرستادند
برخی از شهدای عملیات مولای متقیان:
شهید حسین شریفی
نام پدر :اسماعیل
تاریخ تولد :/۳/۱۳۴۳
تاریخ شهادت : ۳/۱۲/۱۳۶۰
محل تولد :اصفهان
طول مدت حیات :۱۷ سال
محل شهادت : بستان
مزار شهید :گلزار شهدای رهنان اصفهان
حسین شریفی در خردادماه سال ۱۳۴۳ در منطقه رهنان شهر اصفهان دیده به جهان گشود. با رسیدن به سن ۷ سالگی راهی دبستان شد و ایام تحصیل وی در دبیرستان با پیروزی انقلاب اسلامی مقارن گشت و او که دانش‌آموز رشته اقتصاد بود همراه با سایر هموطنانش روییدن گلهای شادمانی را به نظاره نشست.حسین به ورزش فوتبال علاقه بسیاری داشت و از بهترین بازیکنان تیم فوتبال محل زندگیش بود.اما تهاجم دشمن بعثی به مرزهای میهن اسلامی او را نیز بر آن داشت تا به دفاع از دستاورد خون صدها شهید برخیزد از این رو در مکتب عشق نام‌نویسی کرد و همراه با بسیجیان غیور کشور راهی جبهه‌های نبرد شد و سرانجام در سومین روز از اسفندماه سال ۱۳۶۰ در عملیات مولای متقیان منطقه بستان را به خون خویش مزین ساخت. مردم رهنان پیکر دلاورمرد ۱۷ ساله خود را در گلزار شهدا به خاک سپردند. (۲
شهید عبدالله غلامی
نام پدر :حسن
تاریخ تولد :۱۳۳۸
محل تولد :اصفهان / اصفهان
تاریخ شهادت : ۱/۱۲/۱۳۶۰
طول مدت حیات :۲۲
محل شهادت :چزابه
مزار شهید :گلزار شهدای رهنان اصفهان
عبدالله در سال ۱۳۳۸ در محله رهنان شهر اصفهان دیده به جهان گشود. کودکی را در آغوش پر مهر خانواده سپری کرد و در سن ۷ سالگی به مدرسه رفت و تحصیلاتش را در دوره دبیرستان به صورت شبانه تا اخذ مدرک دیپلم ادامه داد. سپس به خدمت نظام وظیفه فرا خوانده شد. اما با شنیدن فرمان تاریخی امام ( رحمت الله علیه ) مبنی بر فرار از پادگانها از آنجا گریخت. عبدالله پس از پیروزی انقلاب مجدداً به پادگان مراجعت نمود. غلامی در حین انجام خدمت به غرب کشور اعزام گشت و در میدان نبرد به سختی مجروح گردید. تنگه چزابه در تاریخ ۱/۱۲/۱۳۶۰ (عملیات مولای متقیان) قتلگاه عبدالله شد و او در سن ۲۲ سالگی در گلزار شهدای رهنان آرام گرفت. (۳)
وصیت‌نامه شهید عبدالله غلامی
شهادت همچون میوه‌ای است که نمی‌توان آن را نارس از درخت چید و سعادتی است که خداوند نصیب بندگان خاص و مقربان درگاهش می‌نماید. نصیب کسانی می‌کند که توانسته باشند از همه وابستگیها دل کنده و قلبشان فقط و فقط از عشق خدا مالامال گشته باشد. عاشقانی رنج می‌برند که خداوند آنان را زودتر به لقاء خویش نمی‌رساند زیرا آنان با تک تک سلولهای بدن خود باور دارند که مهمترین بهره‌برداری از این دنیا،‌ پرواز به سوی لقاء‌الله است. کوتاهترین راه جهاد، شهادت است و جبهه میدان مبارزه است. شما ملت، پاسدار این سرزمین سرخ و نگهبان راستین خط شهادت هستید. (۴
شهید علی عبداللهی
نام پدر :براتعلی
تاریخ تولد :۱۳۴۱
محل تولد :اصفهان /اصفهان
تاریخ شهادت : ۱/۱۲/۱۳۶۰
طول مدت حیات :۱۹ سال
محل شهادت :چزابه
مزار شهید :گلزار شهدای رهنان
علی در سال ۱۳۴۱ پا به عرصه هستی نهاد؛ کودکی را در محله رهنان شهر اصفهان سپری کرد و در هفتمین پائیز زندگی دست در دست مهربان مادر به مدرسه رفت، اما بعد از اتمام دوره ابتدایی از ادامه تحصیل انصراف داد و به یاری پدر شتافت. علی در جریان مبارزات امام امت ( رحمت الله علیه ) همراه ملت غیور ایران فریاد مرگ بر شاه سر داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خدمت بسیج درآمد و به حفظ و حراست از انقلاب همت گماشت. علی در دوران جوانی جهت انجام خدمت نظام وظیفه به ارتش پیوست و مردانه در مقابل دشمن بعثی ایستاد. وی سرانجام در روز یکم اسفند سال ۱۳۶۰ در عملیات مولای متقیان در چزابه مزد سالها تلاش صادقانه‌اش را از حق دریافت نمود و در سن ۱۹ سالگی به شهادت رسید. پیکر پاکش را در گلزار شهدای رهنان به خاک سپردند. (۵)
وصیت‌نامه شهید علی عبداللهی
امروز ما باید اسلام را با اموال و جان خود حفظ کنیم که اگر نکنیم خداوند ما را دچار عذاب ابدی خواهد کرد. امام عزیز را تنها نگذارید. من برای دفاع از انقلاب اسلامی و حفظ کشورم به جبهه آمدم. با یاری امام خمینی و فریاد الله‌اکبر بر سر فراعنه و طاغوت فریاد می‌زنم که ای نامردان بدانید شیعه همیشه امامش پرخروش و فریادش کوبنده است. (۶)
شهید مرتضی قاسمی
نام پدر :کاظم
تاریخ تولد :۱۹/۲/۱۳۱۸
محل تولد : جنیران
تاریخ شهادت : ۱/۱۲/۱۳۶۰
طول مدت حیات :۴۲ سال
محل شهادت :چزابه
مزار شهید :گلزار شهدای رهنان
مرتضی در روز نوزدهم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۱۸ در خانواده‌ای کشاورز در جنیران متولد شد. کودکی ساده و بی‌آلایش را در دامان خانواده تربیت شد و فرایض دین اسلام را فراگرفت سال‌ها گذشت و او در کارخانه‌ای مشغول به کار شد. در جوانی پدرش را از دست داد.
در ۱۷ سالگی پیمان ازدواج بست و یک سال بعد برای انجام خدمت سربازی آماده شد حضور پرشور مردم در خیابان و ندای ا…اکبر آنان مرتضی را نیز به مبارزه علیه شاه کشاند بعد از پیروزی انقلاب نیز از طریق بسیج کارخانه ناسیونال به جبهه اعزام شد تا ارادتش را به امام( رحمت الله علیه ) ثابت نماید اقامه نماز شب و حضور در مراسم دعای کمیل و توسل از او فردی مقید و متعهد ساخته بود تا آنجا که خدا در چزابه او را به ملاقات فراخواند قاسمی به همراه برادرزاده‌اش در عملیات مولای متقیان (علیه السلام) حضور یافت و در این نبرد در تاریخ ۱/۱۲/۱۳۶۰ در سن ۴۲ سالگی شهد وصال را نوشید و در گلزار شهدای اصفهان برای همیشه آرام گرفت برادرزاده‌اش رحمت‌الله قاسمی نیز در همین عملیات به شهادت رسید. (۷)
وصیت‌نامه شهید مرتضی قاسمی
عزیزان من به فکر آخرتتان باشید. با شما هستم ای فرزندانم سعی کنید تا جوان هستید در راه عبادت خدا بکوشید و با عمل صالح خود خدا را خشنود کنید و توشه‌ای برای آخرت خود بدست آورید کسی که از این دنیای فانی می‌رود در واقع به مسافرت می‌رود آن هم چه مسافرتی ملاقات با خدا با پیامبران آیا با دست خالی شرمنده نخواهید شد؟
ای همسر گرامی‌ام حجاب را حفظ کن چون که دستور دین است و حجاب زن زیباترین زیتن اوست.ای عزیزانم راه امام را ادامه دهید چنانکه با پیروزی از ولایت اعمال شما بیشتر مورد قبول واجب‌الوجد خدای باری‌تعالی واقع می‌شود.ای مسلمان نماز جماعت و بالاخص نماز جمعه این فرضیه عبادی سیاسی را به دست فراموشی نسپار. (۸)
شهید کمال بکتائیان
تاریخ تولد :۱۳۴۴
تاریخ شهادت : ۱/۱۲/۱۳۶۰
طول مدت حیات :۱۶ سال
محل شهادت :چزابه
سال ۱۳۴۴ در آغاز مبارزات امام خمینی ( رحمت الله علیه ) بر علیه ظلم و ستم رژیم پهلوی کودکی پا به عرصه هستی نهاد که سالها بعد در زمره سربازان خمینی قرار گرفت. کمال درسایه دستان زحمت کشیده پدر و نگاه پر درد مادر پرورش یافت، شاهد رنج و غصه مردم زادگاهش او را بر آن داشت، تا با ظلم و ستم رژیم پهلوی مبارزه نماید. به همین علت در زمان اوج گیری انقلاب اسلامی با پخش اعلامیه های حضرت امام خمینی( رحمت الله علیه ) و سخنرانی های ایشان انزجار خویش را نسبت به رژیم اعلام نمود. بکتائیان پس از پیروزی انقلاب در بسیج سپاه پاسداران ثبت نام کرد تا بتواند همیشه از روحانیت مومن و فداکار دفاع کند. زمانیکه بنی صدر با اعمال خلاف خود قصد سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را داشت با نوشتن شعار بر در و دیوار مردم را با اعمال خائنانه او آشنا ساخت. کمال با اتمام دوره آموزشی به جبهه رفت، و در یکی از شبها در رویای صادقه جمال نورانی حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را زیارت نمود و سرانجام در تاریخ ۱/۱۲/۱۳۶۰ در سن ۱۶ سالگی در عملیات مولای متقیان حضرت علی(علیه السلام) در چزابه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به جمع سربازان شهید امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیوست. (۹)
خاطراتی از شهید کمال بکتائیان
رویای صادقه
شب سایه سیاه خود را در آسمان پهن کرد، کمال خسته به نظر می رسید، خواب چشمانش را می ربود، نمازش که به پایان رسید، قامت نورانی مردی در مقابلش ظاهر گشت ناگهان خود را در میان عده ای از مردم دید، آقا از میان مردم خوبان ،عاشقان خویش را جدا می ساخت، بغض گلوی کمال را فشرد، قلبش به تپش افتاد سالها در فراق او گریسته بود، اگر امروز انتخاب نمی شد شاید دیگر مجالی پیدا نمی کرد، که در رکاب فرزند فاطمه (سلام الله علیها ) شمشیر بزند، جلو رفت، دامان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را گرفت و گریست امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نگاهی پر مهر و محبت به او انداخته و فرمودند:تو هم به جمع خوبان برو… ناگهان از خواب بیدار شد، اشک امانش را برید، مدتی گذشت شب اول اسفند ماه خواب را برای دوستانش تعریف کرد، یکی از بچه ها آرام به او گفت:« تو شهید خواهی شد»، و روز بعد زمانیکه ملائک به زمین آمده بودند، تا دست عاشقان سپاه کربلا را بگیرند کمال به شهادت رسید. (۱۰)
وصیت‌نامه شهید کمال بکتائیان
< بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به رهبر کبیر انقلاب امام خمینی… ای مادر و ای پدر عزیز و مهربانم، شاید لحظات آخر زندگی در دنیا را می گذرانم، معلوم نیست شاید تا ۴ الی ۵ ساعت یا بیشتر یا کمتر زنده نمانم، ای مادر می دانم تو رنج زیادی کشیدی و مرا به این سن رساندی، و چه رنجها کشیدی اما من نتوانستم جبران این زحمت ها را بکنم، ای مادر مرا ببخش، اگراز من خدای ناکرده بدی دیده ای و از پدر رنج کشم و مهربانم امیدوارم که من را حلال کنید امیدوارم از اینکه به جبهه آمدم و سرباز امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شدم ناراحت نباشید، اگر هم شهید شدم که لیاقت آن را ندارم و اگر لیاقت پیدا کردم و شهید شدم هیچ ناراحت نباشید و از انقلاب واز جبهه روی برنگردانید،روی از جبهه برگرداندن یعنی روی از اسلام و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برگرداندن و میدانم که شما اینطور نیستید، باید افتخار کنید که یک چیز ناقابلی به خدا هدیه کردید، باز هم از پدر و مادرم حلالیت می طلبم که ۱۶ سال برایم زحمت کشیدند ولی من نتوانستم جبران آن را بکنم، در آخر از شما می خواهم که امام را تنها نگذارید، پیرو ولایت فقیه باشید در نمازهای جمعه حتماً شرکت کنید، امام را دعا کنید.
دیگر وقت ندارم می دانم خط خوردگی زیاد دارم امیدوارم که ببخشید چون این موقع که دارم مینویسم خط مقدم زیر رگبار گلوله و شب عملیات است و خیلی تاریک، دیگر عرضی ندارم به امید پیروزی حق بر باطل.
دوستدار همگی شما کمال بکتائیان (۱۱)
پی نوشت ها :
(۱) کتاب نبردهای دشت آزادگان نوشته محمدامین پوررکنی
(۲) کتاب سرگذشت سرافرازان جلد ۱ صفحه ۹۱
(۳) کتاب سرگذشت سرافرازان جلد ۱ صفحه ۸۷
(۴) کتاب سرگذشت سرافرازان جلد ۱ صفحه ۸۸
(۵) کتاب سرگذشت سرافرازان جلد ۱ صفحه ۸۵
(۶) کتاب سرگذشت سرافرازان جلد ۱ صفحه ۸۶
(۷) کتاب سرگذشت سرافرازان جلد ۱ صفحه ۸۱
(۸) کتاب سرگذشت سرافرازان جلد ۱ صفحه ۸۱
(۹) اسوه های شهادت در اصفهان صفحه ۴۱۵
(۱۰) اسوه های شهادت در اصفهان صفحه ۴۱۶
(۱۱) اسوه های شهادت در اصفهان صفحه ۴۱۶

منابع :
http://www.centralclubs.com
http://www.ravi8.com
http://www.sajed.ir
http://www.sobh.org

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*