نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 483 خشت طلا به ارزش 10,384,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

اعجاز تشریعی قرآن (۵) ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

مبانی قانون گذاری قرآن
در این مجال به برخی از مهم ترین مبانی، پیش انگاره ها و اصول موضوعه قانون گذاری که در قرآن به آن اشاره شده است آورده می شود تا سازگاری با عقل و فطرت، جامعیت و بی سابقه بودن قوانین قرآن بیشتر نمایان گردد.
الف) خدای متعال، حاکم و قانون گذار حقیقی
قرآن کریم در تبیین جایگاه خداوند در نظام هستی می فرماید:
(لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَابَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَیُحِیطُونَ بِشَیْ ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ َالْأَرْضَ)؛
«آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، فقط از آنِ اوست. کیست آن کس که در پیشگاهش، جز به رخصت او، شفاعت کند؟!
آنچه در پیش رویشان (در آینده) و آنچه در پشت سرشان (در گذشته) است مى داند و به چیزى از علم او احاطه نمى یابند، جز به مقدارى [که او] بخواهد. کرسی (علم و قدرت) او، آسمان ها و زمین را دَر بر گرفته و نگاه دارى آن دو بر او دشوار نیست» (بقره/ ۲۵۵).
به اعتقاد علامه طباطبایی مراد از وسعت کرسی احاطه مقام سلطنت الهی یا همان مقام رُبوبیّت است. (طباطبایی، المیزان، ۲/ ۳۳۵ ـ ۳۳۶)
قرآن در جای دیگر می فرماید:
(أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ)؛
«آگاه باشید که آفرینش و فرمان (تدبیر جهان)، تنها براى اوست؛ خجسته (و پایدار) است خدایى که پروردگار جهانیان است». (اعراف/ ۵۴)
حاکم اصلی جهان هستی خود ذات باری تعالی است،
بنا براین لازم است قوانین در راستای تحقق خواسته های او وضع گردد. به عبارت دیگر، اگر قوانین در راستای تحقق احکام الهی باشند معتبرند
وگرنه هیچ اعتباری ندارد، از همین روست که یعقوب(علیه السلام) پس از بیان دستورات لازم به فرزندانش متذکر می شود که:
(وَمَا أُغْنِی عَنکُم مِنَ اللَّهِ مِن شَیْ ءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ)،
«و هیچ چیزى را که از طرف خدا (حتمى شده) است از شما دفع نمى کنم. حکم، جز براى خدا نیست». (یوسف/ ۶۷)
ب) پروردگار، پشتوانه عمل به قوانین
(قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ)
«گفتیم: «همگى از آن فرو آیید!
و اگر رهنمودى از طرف من براى شما آمد، پس کسانى که از رهنمود من پیروى کنند، پس نه هیچ ترسى بر آنان است و نه آنان اندوهگین مى شوند»، (بقره/ ۳۸)
به گفته مفسران این آیه اولین تشریعی است که پس از هبوط آدم به زمین صادر شد و کل دین را در دو جمله خلاصه کرده است که تا روز قیامت چیزی به آن دو جمله اضافه نمی شود. (طباطبایی، المیزان، ۱/ ۱۳۴)
از این آیه برداشت می شود که تشریعات دین از جانب باری تعالی صادر شده است و نافرمانی از آن ها موجب بیم و اندوه خواهد گشت.
به عبارت دیگر خدای متعال پشتوانه قوانین دینی است و قیام علیه این قوانین در حقیقت قیام علیه خود خداوند بوده و عاقبتی جز اندوه و پشیمانی نخواهد داشت.
می توان گفت تشریعات دین بر مبنای میثاق طرفینی میان خدا و انسان استوار است، بنا بر این لازم است که انسان به تعهدات خود در قبال خدا وفا کند تا خدا نیز به عهد خود در مورد سعادت انسان وفا نماید،
چرا که در ادامه آیه چنین می خوانیم: (وَأَوْفُوا بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِکُمْ)؛ «و به پیمانم وفا کنید، تا به پیمانتان وفا کنم» (بقره/۴۰)،
از همین روست که خداوند چنین وعده داده است که فرجام نیکو از آن پرهیزگاران فرمان بردار و فرجام بد از آن سرکشان خواهد بود:
(هذَا ذِکْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِینَ لَحُسْنَ مَآبٍ جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَهً لَهُمُ الْأَبْوَابُ مُتَّکِئِینَ فِیهَا یَدْعُونَ فِیهَا بِفَاکِهَهٍ کَثِیرَهٍ وَشَرَابٍ وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ هذَا مَا تُوعَدُونَ لِیَوْمِ الْحِسَابِ إِنَّ هذَا لَرِزْقُنَا مَالَهُ مِن نَفَادٍ هذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِینَ لَشَرَّ مَآبٍ)؛ «این یادآورى است؛ و قطعاً براى خودنگه داران بازگشتى نیکوست. (همان)
بوستان هاى ماندگار (بهشتى)، در حالى که درها برایشان گشوده شده است؛ در آن جا (برتخت ها) تکیه کرده اند؛
در آن جا میوه هاى فراوان و نوشیدنى فرا مى خوانند. و نزد آنان (همسران)چشم فرو هشته همسال اند. این چیزى است که براى روز حساب (بدان) وعده داده مى شوید. قطعاً، این روزىِ ماست درحالى که هیچ پایانى براى آن نیست. این (پاداش پارسایان است)
؛ و قطعاً براى طغیانگران بدترین بازگشت است». (ص/ ۴۹ـ۵۵)
ج) کرامت ذاتی انسان
(وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً)؛
«و به یقین، فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را در خشکى و دریا، (بر مرکب ها) سوار کردیم و آنان را از پاکیزه ها روزى دادیم و ایشان را بر بسیارى از کسانى که آفریدیم، کاملاً برترى دادیم». (اسراء/ ۷۰)
«تکریم»، شرافتی است که اختصاص به شخص تکریم شده داشته و دیگران در آن شریک نیستند و «تفضیل» شرافتی است
که دیگران نیز در آن شریکند لکن سهم شخص تفضیل شده از سایرین بیشتر است. هم چنین «بنی آدم» شامل تمامی انسان ها اعم از مؤمن و کافر می گردد.
تکریم بنی آدم به واسطه عقل است که اختصاص به انسان دارد و تفضیل وی در این است که هر شرافتی که سایر موجودات دارند، حد اعلای آن در انسان وجود دارد. (طباطبایی، المیزان، ۱۳/ ۱۵۶)
می بینیم که قرآن کریم چه جایگاه رفیعی را برای انسان فرض کرده است.
د) پذیرش حق تصرف انسان در پدیده های هستی
(وَسَخَّرَ لَکُم مَا فِی السَّماوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً)؛ «و (منافع) آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است را، در حالى که همگى از اوست، براى شما مسخر ساخت». (جاثیه/ ۱۳)
در نگاه قرآن، آنچه در آسمان ها و زمین است مسخر او و تحت اراده او و در راستای تأمین منافع او قرار داده شده است. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۱/ ۲۴۵)
نه تنها انسان حق تصرف دارد بلکه آبادانی زمین نیز بر عهده انسان گذاشته شده است:
(هُوَ أَنشَأَکُم مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیَها)؛
«او شما را از زمین پدید آورد و سازندگى آن را به شما وا گذاشت». (هود/ ۶۱)
مراد از آباد کردن زمین تبدیل آن به حالتی است که بتواند در راستای رفع نیازهای انسان به کار آید. (طباطبایی، المیزان، ۱۰/ ۳۱۰)
منبع:انجمن علمی قرآن

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*