نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 483 خشت طلا به ارزش 10,384,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

اعجاز تشریعی قرآن (۶) ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

هـ ) ممنوعیت سلب آزادی از انسان
آزادی و حق انتخاب انسان دائماً در آیات متعددی مورد تأکید قرآن قرار گرفته است: (ق/ ۴۴؛ هود/۲۸؛ عنکبوت/۲۹ و…)
تا آنجا که حتی در پذیرش اصل دین و به عبارت دیگر، در انتخاب سعادت ابدی یا گمراهی ابدی انسان را مختار می داند:
(أَفَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ)؛
«و آیا تو مردم را وا مى دارى تا این که مؤمن شوند؟!». (یونس/ ۹۹)
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در شأن نزول این آیه می فرمایند: روزی مسلمانان به پیامبر(ص) عرض کردند:
اگر کسانی که بر آن ها قدرت دارید وادار به پذیرش اسلام نمایید، عدد و قدرت مسلمانان افزایش می یابد، آیه نازل شد
و پاسخ داد که من می خواهم آن ها با اختیار خود و بدون هیچ گونه اجباری ایمان آورند. (صدوق، محمد بن بابویه، عیون اخبار، ۱/ ۱۳۴)
مضمون این آیات به صراحت تهمت بدخواهانی که می گویند اسلام دین شمشیر است را رد می نماید.
البته نباید فراموش کرد که بین این آیات و آیاتی که دلالت لزوم اطاعت از پیامبر(ص) و اولوالامر را دارند (نساء/ ۵۹)
تهافتی نیست، زیرا لزوم اطاعت در جایی است که شخص اصل مسأله را با اختیار خود پذیرفته است و بالطبع باید به لوازم آن نیز پایبند باشد.
نکته دیگر این که، ممکن است در برخی موارد یک آزادی با آزادی دیگر و یا مصالح دیگر تزاحم ایجاد کند
که به حکم عقل ناچاریم از امری که اولویت کمتری دارد چشم پوشی کرده و موقتاً آن را کنار گذاریم. به عنوان مثال قرآن کریم بدون اجازه وارد شدن به خانه دیگران را ممنوع می داند.
در این مورد ما دو آزادی داریم: نخست آزادی انسان در رفت آمد به مکان های مختلف؛
دوم آزادی انسان در انتخاب حریم خصوصی برای خود. این دو آزادی تا زمانی که تزاحمی برای یک دیگر ایجاد نکرده اند هر دو به قوت خود باقی اند،
اما اگر در موردی با یک دیگر تزاحمی ایجاد کردند باید آن آزادی را مقدم دانست که مصالح و فواید بیشتری دارد
. در این مورد اولاً بدیهی است که احترام به حریم خصوصی نسبت به حق رفت و آمد به آن مکان خاص، به مراتب اهمیت و فواید بیشتری دارد و ثانیاً از لحاظ زمانی صاحب خانه مقدم بوده است
، پس به حکم عقل لازم است حق رفت آمد افراد در این مورد خاص سلب شود تا حق حریم خصوصی صاحب خانه پابرجا بماند:
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَتَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا)؛
«اى کسانى که ایمان آوردید! در خانه هایى غیر از خانه هایتان وارد نشوید تا این که با دوستى رخصت طلبید و بر اهل آن (خانه) سلام کنید». (نور/ ۲۷)
قرآن کریم در ادامه بیان می دارد تقدم حق حریم خصوصی بر حق ورود به آن مکان بی علت نبوده و از مصلحت بیشتری برخوردار است:
(ذلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ)؛
«این براى شما بهتر است؛ باشد که شما متذکّر شوید».
و) تشدید قوانین با توجه به بالا رفتن جایگاه حقوقی و اجتماعی افراد
بر خلاف آنچه در نظام های پادشاهی و دیکتاتوری شاهد هستیم که خواص را فراتر قانون معرفی می کنند،
قرآن کریم در رابطه با خواص و افرادی که از جایگاه اجتماعی بالاتری برخوردار هستند قوانین سخت تری وضع کرده است و برای نافرمانی از قوانین جزای سنگین تری تعیین کرده است.
به عنوان مثال در مورد همسران پیامبر که از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار هستند می فرماید:
(یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَهٍ مُّبَیِّنَهٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ)؛
«و هر کس این [اعمال] را از روى تجاوز و ستم انجام دهد، پس به زودى او را در آتشى وارد مى کنیم (و مى سوزانیم)». (احزاب/ ۳۰)
هم چنین در مورد عدم راز داری دو زن که در جایگاه همسری پیامبر نشسته اند بسیار شدید برخورد می نماید و آن دو زن را به مقابله با خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان و ملائکه فرا می خواند. (تحریم/ ۳ـ۴).
از همین دیدگاه است که قرآن حتی در مورد شخص پیامبر که مقرب ترین انسان ها به خداست نیز تعبیرات بسیار شدیدی به کار می برد:
(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ)
؛ «و اگر (بر فرض) برخى سخنان را به ما (به دروغ) نسبت مى داد، حتماً، با دست راست (قدرتمند)، او را گرفتار مى ساختیم، سپس رگ قلبش را مسلماً قطع مى کردیم». (حاقه/ ۴۴ ـ ۴۶)
علامه طباطبایی معتقد است این تعبیرات و تهدیدات تنها متوجه کسانی است که به جایگاه رسالت دست یافته اند، نه افراد عادی که بعضاً به خدای متعال دروغ می بندند، چرا که در خارج می بینیم
بسیاری از مدعیان نبوت آمده اند و افترائات فراوانی را بر خدا بسته اند، لکن هیچ یک به چنین عقابی گرفتار نشده اند. (ر.ک: طباطبایی، المیزان، ۱۹/ ۴۰۵)
با توجه به اطاعت محض پیامبر اسلام از دستورات الهی این تهدیدات هیچ گاه عملی نشد، لکن در مورد بعضی از انبیاء شاهد عملی شدن برخی عقاب ها هستیم.
مانند یونس(ع) که به واسطه ترک محل خدمت گرفتار عقاب الهی شد و مدتی در شکم ماهی حبس گردید. (انبیاء/ ۸۷)
به گفته دانشمندان، عقاب انبیاء به واسطه گناه یا سوء ظن داشتن آنان به خدا نیست بلکه تنها به واسطه ترک اولی است.
ترک اولی برای افراد عادی نه خطاست و نه عقابی دارد، لکن برای کسانی که به مقام نبوت می رسند حتی ترک اولی نیز پیگرد خواهد داشت. (ر.ک: معرفت، التمهید، ۳/ ۴۵۸)
ز) نفی برتری های قومی و نژادی
(یَاأَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ)؛
«اى مردم! در واقع، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را نژادها و قبیله هایى قرار دادیم تا یک دیگر را بشناسید؛ در حقیقت، ارجمندترین شما نزد خدا خودنگه دارترین شماست؛
به راستى که خدا داناى آگاه است». (حجرات/ ۱۳)
در سبب نزول این آیه ذکر شده است هنگامی که پیامبر در روز فتح مکه بلال را برای اذان به بالای کعبه فرستاد برخی گفتند:
آیا محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) جز این کلاغ سیاه را نیافته است که موذن خود سازد؟
در این هنگام این آیه نازل شد و مسلمانان را از نگاه تبعیض آمیز به نژادهای مختلف باز داشت (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ۹/ ۲۰۴).
سبب نزول های دیگری نیز برای آیه ذکر شده است که همگی به رفتار تبعیض گونه برخی افراد نسبت به نژادهای مختلف اشاره دارد (طبرسی، فضل بن حسن، همان).
منبع:انجمن علمی قرآن

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*