نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 483 خشت طلا به ارزش 10,384,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

اعجاز تشریعی قرآن (۷) ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

ح) تقدم اخلاق بر اجرای احکام حقوقی و کیفری
قرآن کریم ضمن معتبر دانستن حقوق افراد، آنان را دعوت به حل و فصل مسالمت آمیز مشکلات می نماید:
(وَجَزاءُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لاَیُحِبُّ الظَّالِمِینَ)؛
«و کیفر بدى، (مجازات) بدى همانند آن است؛ و هر کس ببخشد و اصلاح نماید، پس پاداش او بر خداست؛ [چرا ] که او ستمکاران را دوست ندارد». (شوری/ ۴۰)
قرآن کریم در ادامه تاکید می کند که تقدم اخلاق بر حقوق به معنی نادیده گرفتن و یا پایمال کردن حق مظلوم نیست:
(وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِکَ مَا عَلَیْهِم مِن سَبِیلٍ)؛
«و هرکس که بعد از ستم (دیدگى)اش یارى جوید (تا آن را دفع کند)، پس آنان هیچ راهى (براى ایراد) بر ایشان نیست». (شوری/ ۴۱)
قرآن کریم نه تنها مردم را به اخلاق و گذشت فرا می خواند بلکه آن را بر اجرای احکام حقوقی مقدم می دارد.
به عنوان نمونه قرآن صلح را بر جنگ مقدم دانسته و حتی پس از نبرد نیز مؤمنان را مجددا به صلح فرمان می دهد و در همان حال از صلح و برادری صحبت به میان می آورد:
(وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِی ءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ)؛
«و اگر دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ (و نزاع) پرداختند، پس میان آن دو صلح برقرار کنید
و اگر یکى از آن دو بر دیگرى ستم (و تجاوز) کند، پس با آن کسى که ستم مى کند، بجنگید، تا به فرمان خدا بازگردد و اگر بازگشت، پس در میان آن دو عادلانه صلح برقرار سازید و دادگرى کنید، [چرا] که خدا دادگران را دوست مى دارد.
مؤمنان فقط برادران یک دیگرند، پس میان دو برادرتان (هنگامى که اختلاف کردند) صلح برقرار کنید و خودتان را از [عذاب ] خدا حفظ کنید باشد که شما (مشمول) رحمت شوید». (حجرات/ ۹ـ۱۰)
این آیه جلوه ای از شگفتی بیانی قرآن است، زیرا امر نا ملایم قتال را بین دو امر ملایم و زیبا یعنی صلح قرار داده است. و در کنار چهار کلمه نا ملایم، ده کلمه ملایم را به کار برده است.
نمونه های تقدم اخلاق بر اجرای قوانین حقوقی و کیفری در قرآن فراوان است. در آیه ای سازش بین زن و مرد و گذشت از حق را بهتر از جدایی معرفی می کند: (نساء/ ۱۲۸)
و در جایی، در مورد اهل کتاب که عهد شکنی کرده و به تحریف کلام الهی پرداخته اند به پیامبر سفارش می کند که از آنان در گذر و چشم پوشی کن که خدا نیکوکاران را دوست دارد. (مائده/۱۳)
و حتی نسبت به مشرکی که از پیامبر پناه می خواهد می فرماید به وی پناه بده و وی را به مکان امنش برسان (توبه/ ۶) و… .
ط) وضع قوانین در راستای تحقق قسط و عدل
علامه طباطبایی در تفسیر آیه ذیل می فرماید:
(لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ)؛
«به یقین فرستادگانمان را با دلیل هاى روشن (معجزه آسا) فرستادیم، و همراه آنان کتاب (الهى) و ترازو را فرو فرستادیم تا مردم به دادگرى برخیزند». (حدید/ ۲۵)
مراد از کتاب، دستوراتی است که در قالب وحی ارسال شده است نتیجه سه امر مذکور قیام مردم به قسط است.
یعنی غرض نهایی این است که مردم با عدل خو گرفته و عدالت در جامعه نهادینه گردد. (ر.ک: طباطبایی، المیزان، ۱۹/ ۱۷۲)
دعوت به تحقق عدالت و پرهیز از تجاوز از حدود بارها مورد تاکید قرآن قرار گرفته است از جمله:
(یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا إِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ)؛
«اى کسانى که ایمان آورده اید!
قیام کنندگان براى خدا، [و] گواهى دهندگان به دادگرى باشید؛ و البته کینه ورزى گروهى، شما را وا ندارد بر این که عدالت نکنید؛ عدالت کنید! که آن به خود نگه دارى نزدیک تر است؛
و [خودتان را] از [عذاب ] خدا حفظ کنید؛ که خدا به آنچه مى کنید آگاه است». (مائده/ ۸).
همچنین: (بقره/ ۱۹۰؛ نساء/ ۳؛ نحل/ ۹۰ و …)
ی) تکلیف، تابع توانایی
قرآن تکلیف هر شخص را تابعی از توانایی های وی می داند و می فرماید:
(لاَتُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا)؛
«هیچ کس جز به اندازه توانایى اش، تکلیف نمى شود». (بقره/ ۲۳۳)؛ همچنین: بقره/۲۸۶؛ انعام/۱۵۲؛ اعراف/ ۴۲؛ مومنون/ ۶۲.
فقها از آیه فوق استفاده نموده اند که اگر ادای واجب از توانایی مکلف خارج باشد، وجوب آن برداشته می شود.
به عنوان مثال، شیخ طوسی با استناد به این آیه، ذمّه فقیر را از پرداخت جزیه معاف می داند. (طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ۵/ ۵۴۷)
این قانون و قوانین مشابه در حقیقت کنترل کننده سایر قوانین هستند و هر قانونی می بایست از کانال آن گذر کرده و با توجه به توانایی هر شخصی تعدیل گردد،
از همین روست که تشریعات الهی در صورت عدم توانایی شخص تغییر یافته و یا از وجوب می افتد، این حقیقت با عباراتی چون: الاّ من اُکره؛ من کان مریضا؛ الاّ ما اضطُررتم و… بیان گردیده است.
قاعده فوق نه تنها در امور شخصی بلکه در حوزه اجتماعی نیز جریان دارد. به عنوان مثال لزوم جهاد که سرپیچی از آن جزء بزرگترین گناهان محسوب می شود نیز تابع توانایی افراد می باشد:
(لَیْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِینَ لاَیَجِدُونَ مَایُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِینَ مِن سَبِیلٍ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَلاَ عَلَى الَّذِینَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَأَجِدُ مَاأَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوا وَأَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ یَجِدُوا مَا یُنفِقُونَ إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَهُمْ أَغْنِیَاءُ)
؛ «بر کم توانان و بر بیماران و بر کسانى که چیزى را نمى یابند که (در راه جهاد) مصرف کنند، هیچ تنگى (و تکلیفى) نیست،
هنگامى که براى خدا و فرستاده اش خیرخواهى کنند؛ بر نیکوکاران هیچ راه (مؤاخذه اى) نیست؛ و خدا بسیار آمرزنده [و] مهرورز است. و (نیز تکلیفى نیست) بر کسانى که وقتى نزد تو آمدند تا سوارشان کنى، گفتى:
«چیزى نمى یابم که شما را بر آن سوار کنم.» (آنان) روى برتافتند، در حالى که در اثر اندوه، اشک از چشمانشان سرازیر مى شد،
به خاطر این که چیزى نمى یابند که (در راه خدا) مصرف کنند. راه (مؤاخذه)، تنها بر کسانى است که از تو رخصت مى خواهند، در حالى که آنان توانگرند، (آنان) راضى شدند به این که با (خانه) نشستگان باشند». (توبه/ ۹۱ـ۹۳)
منبع:انجمن علمی قرآن

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*