نشان ارادت مردم رفسنجان به امام حسین (ع) جهت ترفیع گنبد بهشت
تعداد 483 خشت طلا به ارزش 10,384,500,000 ریال
اطلاعات بیشتر و مشارکت
مشارکت در ساخت صحن و شبستان حضرت زهرا (س)
در جوار بارگاه ملکوتی امام علی (ع)
اطلاعات بیشتر و مشارکت

اعجاز تشریعی قرآن (۱۰) ارسال به واتس آپ ارسال به تلگرام

۲ـ قوانین قرآن در مورد اموال یتیم
خداوند می فرماید: «و اموال یتیمان را به آنان بدهید و (مال) پلید را با (مال) پاکِ [نیکو] عوض نَکنید و اموالِ آنان را همراه اموالتان نخورید؛ [چرا]
که این گناهى بزرگ است!، و اگر مى ترسید که دادگرى را در (مورد ازدواج دختران) یتیم رعایت نکنید، پس آنچه از زنان، دل خواهتان است، دو دو و (یا) سه سه و (یا) چهار چهار، به زنى بگیرید؛
و اگر مى ترسید عدالت را رعایت نکنید، پس (به) یک (همسر)، یا آنچه (از کنیزان) مالک شده اید، (اکتفا کنید.) این [کار] به (عیال وار نشدن و ستم نکردن و) منحرف نشدن نزدیک تر است، و مَهریه هاى زنان را (به عنوان هدیه یا) بدهى به آنان بپردازید؛
و اگر به میل خودشان چیزى از آن را به شما [ببخشند]، آن را گوارا (و پاک و) دل چسب بخورید، اموالتان را، که خدا (وسیله ى) قِوامِ (زندگى) شما قرار داده، به سبک سران ندهید؛
و[لى ] از (فواید) آن، به آنها روزى دهید و لباس بر آنان بپوشانید و با آنان سخنى پسندیده بگویید، و یتیمان را بیازمایید تا وقتى به (سن) ازدواج برسند؛ پس اگر از آنان هدایت (و رشد فکرى و تجربى) یافتید،
پس اموالشان را به آنان بدهید و آن را [از بیم آن که مبادا] بزرگ شوند، با زیاده روى و شتاب نخورید. و هر کس که توانگر است، پس باید (از گرفتن اُجرت سرپرستى) خوددارى کند؛
و کسى که نیازمند است، پس به طور پسندیده (مطابق عرف از آن مال) بخورد. و هر گاه که اموالشان را به آنان بازمى گردانید،
پس بر ایشان گواه بگیرید؛ و حساب رسىِ خدا کافى است، براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان (آنان) بر جاى گذاشته اند، سهمى است؛
و براى زنان (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان (آنان) بر جاى گذاشته اند، سهمى است؛ چه آن [میراث] کم باشد یا زیاد؛
[در حالى که این] سهمى تعیین شده است، و اگر هنگام تقسیم (ارث)، نزدیکان و یتیمان و بینوایان حاضر شدند، پس [چیزى ] از آن به آنها روزى دهید؛ و با آنان سخنى پسندیده بگویید، و کسانى که اگر (بر فرض) نسل کم توانى بعد از خودشان بر جاى گذارند
، بر (آینده ى) آنان مى ترسند، باید (از ستم در باره ى یتیمان مردم نیز) بهراسند؛ پس باید خودشان را از (عذاب) خدا حفظ کنند،
و باید سخنى استوار گویند،در حقیقت کسانى که اموال یتیمان را به ستم مى خورند، جز این نیست که آتشى در درونشان مى خورند.
و به زودى در شعله ى فروزان (آتش) در آیند [و بسوزند]». (نساء/ ۲ـ۱۰)
این آیات بیان کننده توصیه های شدیدی است در مورد آن چه که عرب جاهلی در مورد اموال یتیمان انجام می داد. قرآن این گونه رفتار های ستم آلود را از بین برد و به صراحت هشدار داد که
اموال یتیم را می بایست به او تحویل داد،
(وَآتُوا الْیَتَامَى أَمْوَالَهُمْ)؛
اموال نامرغوب خود را با اموال مرغوب آنان جابجا ننمایید،
(وَلاَ تَتَبَدَّلُوا الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ)؛
اموال یتیم را داخل در اموال خود نکنید؛
(وَلاَ تَأْکُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِکُمْ).
آیت الله معرفت(ره) می فرمایند:
این خطابات متوجه عرب جاهلی بوده است که عادت داشته است که به اموال یتیمان دست درازی نموده و یا این که در آن دخل و تصرف نمایند تا منفعتی را برای خود به دست آورند. (معرفت، التمهید، ۶/ ۲۶۲)
تا این جا حکم قانونی مسأله به طور کامل بیان شد، اما می بینیم که آیات هم چنان ادامه دارد و چندین آیه دیگر نیز در مورد اموال یتیم ذکر می شود. علت چیست؟
سید قطب ذیل این آیه می نویسد: مسأله تعدی به مال یتیم و حتی اشخاص غایب هم چنان در جهان امروز وجود دارد.
او نتیجه گرفته است که قوانین بشری با همه شدت و سخت گیری شان نتوانسته اند جلوی این مسأله را بگیرند. وی معتقد است
که قانون به تنهایی قادر به اجرای عدالت نیست و این تقوای الهی است که می تواند عدالت را به طور کامل به اجرا در آورد.
این جاست که متوجه می شویم چرا قرآن بیان حکم قانونی را این چنین با توصیه های اخلاقی و هشدار های شدیدی همراه کرده است
(معرفت، التمهید، ۱/ ۲۶۲). این سبک از تشریع آن قدر موثر بود که ابن عباس می گوید پس از نزول این آیه، مسلمین تمامی اموال یتیمان را از اموال خود جدا نموده و حتی آب و غذای خود را نیز از طعام و شراب یتیمان جدا نمودند
به گونه ای که مشکلات فراوانی به وجود آمد. این مسأله تا جایی پیش رفت که وحی جدیدی رسید
و آنان را از نگرانی در آورده فرمود نیازی به این جداسازی نیست، تنها از فساد جلو گیری نمایید:
(وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْیَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَإِن تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَو شَاءَ اللّهُ لأَعْنَتَکُمْ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ)؛
«و از تو درباره یتیمان مى پرسند؛ بگو: «اصلاحِ [کار] برایشان بهتر است؛ و اگر با آنان هم زیستى کنید،
پس برادران (دینى) شما هستند.» و خدا فسادگر را از اصلاح گر، معلوم مى دارد. و اگر (بر فرض) خدا مى خواست،
حتماً شما را به زحمت مى اندخت؛ که خدا شکست ناپذیرى فرزانه است». (بقره/ ۲۲۰)
نتیجه
احکام شرعی قرآن از سنخ قوانین عادی نیست، قوانین قرآن، جامع و خالی از هر گونه تناقض است و سازگار با عقل و فطرت می باشد به گونه ای که در مدتی کوتاه عرضه و نهادینه شد.
عرضه چنین قانون جامعی پیش نیاز های دانشی و تجربی فراوانی را می طلبد که هرگز در زمان نزول قرآن وجود نداشته است
بنا بر این می توان معتقد شد که عرضه تشریعاتی این چنینی خرق عادت بوده و نمودی روشن از اعجاز قرآن است.

یک نظر بدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*